«الفبای نادیدن»؛ کشف رابطه جدید شاعر آمریکایی با جهان چگونه اتفاق افتاد؟

کتاب «الفبای ندیدن» اثر نائومی کوهن، شاعر آمریکایی، به تازگی توسط نشر اطراف منتشر شده است. این اثر به بررسی مفاهیم عمیق و تازهای در زمینه شعر و ادبیات میپردازد و میتواند خوانندگان را به تفکر و تأمل وا دارد.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، کتاب «الفبای ندیدن؛ ماجرای کشف نسبت تازه با جهان» نوشته نائومی کوهن، شاعر و جستارنویس آمریکایی، توسط انتشارات اطراف منتشر گردید. در این اثر، کوهن از تجربه نابینایی تدریجی خود مینویسد؛ از میدان دیدی که هر سال کوچکتر میشود و دایره ادراکی که در عوض، گسترش مییابد. «الفبای ندیدن» نخستین کتاب نثر ادبی نائومی کوهن به شمار میرود. او بیشتر به خاطر شعرهایش شناخته میشود، اما در سالهای اخیر به نوشتن نثر پرداخته و جستارهای کوتاه و شاعرانهای نیز به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب شامل ۹۶ «مدخل» یا قطعه نسبتاً کوتاه است که به صورت الفبایی تنظیم شدهاند؛ مشابه یک دانشنامه. در مقدمه ناشر درباره این کتاب آمده است: «جستارهای او حسرت ازدسترفتهها نیست، بلکه داستان انطباق است. او امکانهای جدید و نسبت تازهاش با جهان را نه در تاملات انتزاعی، بلکه در جزئیترین تجربههای روزمره جستجو میکند. با تغییر شیوه ادراکش، سرزمینی سر برمیآورد که پیشتر گویی از نظر پنهان بوده است. واقعیتها و مناسباتی که تا پیش از این در حاشیه تجربه انسانی قرار داشتند، به آرامی به متن میآیند. حواس مختلفی که سالها تحت سلطه بینایی بودند، آزاد میشوند و فرصتی برای ایفای نقش در این بازی پیدا میکنند. «جهان به سفر میرود» روایتی که از تصویرگری آغاز شد، زوال شبکیه چشم کوهن کلمات را به مورچههایی درهمرفته بر روی کاغذ تبدیل کرده، اما کشف توان لمسی انگشتان، حلقهای تازه برای پیوند دوباره او با متن و کلمه میشود؛ وصالی شبیه به لمس انگشتان خدا و انسان در نقاشی سقف کلیسای سیستین.
نویسنده کتاب «الفبای ندیدن» از دل تجربهای کاملاً فردی، پرسشی بنیادین را مطرح میکند: هنگامی که جهان به طور مداوم دگرگون میشود و دیگر قادر به «خواندن» آن نیستیم، چگونه باید زندگی کنیم؟ این شاعر آمریکایی، زمانی که توان تشخیص شمارهتلفنها، چهرهها و مسیرها را از دست میدهد، به حافظه تصویری، حافظه پوست، حافظه عضله و حافظه انگشتان پناه میبرد. اکنون او میتواند آواز مرغ انجیرخوار را میان درختان صنوبر با چشم خیال نارنجی ببیند، بوی یخ را آبی احساس کند یا از طریق طنین صدا دریابد که عصایش بر یخ یا خاک فرود آمده است. اگرچه او زندگی در میان دردی مزمن را روایت میکند، اما نثر اثرش سرشار از طراوت و سرزندگی شاعرانه است. کوهن در پی آن نیست که رنج را به عنوان موهبتی رازآلود جلوه دهد یا روایتی رمانتیک از فقدان بسازد؛ بلکه میکوشد نشان دهد که ادراک انسان در دل تاریکترین روزنهها نیز راهی نو برای بازشناسی جهان پیدا میکند.
جستارهای کوتاه او که در ساختاری دانشنامهای و با نظمی الفبایی سامان یافتهاند، نشان از جسارت و نوآوری او در انتخاب قالب دارند؛ انتخابی هوشمندانه برای بازنمایی مسیر پرپیچوخم انطباق با زندگی جدید. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «مردی که کفشهایم را تعمیر میکند، چکمههایم را بالا میگیرد و میگوید الگوی ساییدگیها نشان میدهد بیش از اندازه تند راه میروم. میگوید: “اینقدر تند نرو. آرام بگیر. مگه عجله داری؟” من تند راه میروم چون میان چهار فرزند خانواده از همه کوچکتر بودم؛ نباید عقب میماندم. تا مدرسه پیاده میرفتم؛ تا کلاس سفالگری، تا بستنیفروشی ۳۱ طعمی خیابان هارپر کورت. تا خواربارفروشی، پیتزافروشی و خانه دوستم سارا، زیر باران، پیاده میرفتم. من در محیطهایی بزرگ شدم که تعلل و سرگردانی در آنها بیخطر نبود. من تند راه میروم، چون بیناییام به اندازهای نیست که بتوانم رانندگی کنم؛ و به همان دلیلی تند راه میروم که دیگران با شتاب رانندگی میکنند: باید در مقصدی حاضر باشند و کارهای فراوانی دارند که باید در زمانی کوتاه به سرانجام برسانند. من با عصای سفیدم سریعتر قدم برمیدارم، چراکه این عصا حقایقی را برایم آشکار میکند که چشمانم از دیدنشان ناتواناند. روی بتن میلغزد (تند برو)، زمستانها روی یخ خشخش میکند (آرام برو) و درون چاله آب غرقه میشود (دور بزن). من نوک عصایم را بسیار بیشتر از پاشنه چکمههایم ساییدهام.» انتشارات اطراف این کتاب را در ۱۳۶ صفحه و با ترجمه کیوان سررشته، به قیمت ۳۷۸ هزار تومان بهزودی روانه بازار نشر خواهد کرد.
برچسب ها :ادبیات معاصر ، الفبای ندیدن ، نائومی کوهن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰