تاریخ انتشار : چهارشنبه 4 شهریور 1405 - 9:34
کد خبر : 42240
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای آقازاده‌های خاکی‌پوش گردان حبیب در «این شاهنامه، افسانه‌ای نیست» بسته هستند

آقازاده‌های خاکی‌پوش گردان حبیب در «این شاهنامه، افسانه‌ای نیست»

آقازاده‌های خاکی‌پوش گردان حبیب در «این شاهنامه، افسانه‌ای نیست»

گلعلی بابایی از انتشار جلد سوم کتاب «گردان حبیب» با عنوان «این شاهنامه اسطوره نیست» خبر داد. این کتاب به بررسی ابعاد جدیدی از تاریخ و فرهنگ ایران می‌پردازد و به زودی در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، مجموعه گردان «حبیب‌بن مظاهر» یکی از آثار پژوهشی و تحقیقی گلعلی بابایی، نویسنده حوزه دفاع مقدس، است که در سال ۱۳۹۴ با انتشار «گردان نهم» آغاز شد. این مجموعه در زمان انتشار با استقبال خوبی مواجه شد و رهبر انقلاب نیز در سخنان خود به مطالعه آن توصیه کردند. بابایی در این اثر سعی کرده است تا وقایع این گردان را از زمستان سال ۶۰ تا پایان جنگ تحمیلی بررسی کرده و تاریخچه گردان را از زمان تأسیس تا پایان جنگ ارائه دهد. در جلد اول «گردان نهم»، داستان گردان حبیب‌بن مظاهر از زمان تأسیس آن، یعنی از اسفند ۱۳۶۰ تا پایان عملیات والفجر ۱ در فروردین ۱۳۶۲ روایت شده است. در جلد دوم با عنوان «حبیب، تولدی دیگر»، مخاطب با گردان نهم از بهار ۶۲ تا بهار ۶۵ همراه می‌شود. این کتاب به نحوه تشکیل تیپ‌ها و گردان‌های رزمی سپاه، هجوم دشمن به خاک ایران در شهریور سال ۵۹، محورهای هجوم و هسته‌های مقاومتی که در مناطق مخالف جبهه شکل گرفتند و ورود بسیج به عنوان بازوی سپاه می‌پردازد. همچنین، نوع شکل‌گیری گردان «حبیب‌ابن مظاهر»، مسئولان آن در مقاطع مختلف، عملیات‌ها و محورهای عملیاتی نیز از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب است. این اثر در واقع مستندی پژوهشی است که در قالب داستان روایت شده و نحوه شهادت شهید همت نیز در آن ذکر شده است. بابایی در این کتاب که به نوعی هم‌ساختار با «همپای صاعقه» نوشته شده، ناگفته‌هایی از جنگ تحمیلی و رشادت‌های گردان حبیب را بیان کرده است. این گردان در دوران دفاع مقدس موفقیت‌های چشمگیری داشته و فرماندهانی چون شهید وزوایی، شهید موحد و شهید حسن محققی آن را رهبری کرده‌اند. گلعلی بابایی در سال‌های پس از انتشار جلد دوم این اثر، از انتشار جلد سوم این مجموعه خبر داده و آن را ادای دینی به شهید حاج حسن محققی دانسته است. به بهانه انتشار مجلد سوم کارنامه عملیاتی گردان حبیب با عنوان «این شاهنامه اسطوره نیست»، گفت‌وگویی با گلعلی بابایی انجام شده است.

*تسنیم: تاکنون دو مجلد از کارنامه عملیاتی گردان حبیب در دفاع مقدس منتشر شده است. مجلد سوم این مجموعه به چه نکاتی اشاره دارد و چه مقطعی از آن دوران را در بر می‌گیرد؟ کارنامه عملیاتی گردان حبیب، تاریخچه موجودیت و رزم‌های این یگان در دفاع مقدس ۸ ساله را شامل می‌شود. مجلد اول با عنوان «گردان نهم» که مقطع تاریخی زمستان ۱۳۶۰ تا بهار ۱۳۶۲ و نبردهای فتح‌المبین، بیت‌المقدس، مسلم‌بن‌عقیل(ع) و والفجر مقدماتی را در بر می‌گیرد، اولین بار در سال ۱۳۹۲ منتشر شد. مجلد دوم با عنوان «حبیب؛ تولدی دیگر»، مقطع تاریخی بهار ۱۳۶۲ تا بهار ۱۳۶۵ و نبردهای این گردان در والفجر۴، خیبر و عملیات آبی‌ـ‌خاکی والفجر-۸ را شامل می‌شود و در بهار سال ۱۳۹۴ منتشر شد. با این حال، علی‌رغم تلاش‌های من و پیگیری‌های بی‌وقفه شهید محققی، گردآوری اسناد و مدارک آرشیوی برای آغاز پژوهش نگارش مجلد سوم تا زمان شهادت سردار محققی در نبرد ۱۲ روزه با دشمن آمریکایی‌ـ‌صهیونی به تعویق افتاد. پس از پایان این نبرد، به این نتیجه رسیدم که باید نوشتن سومین مجلد با عنوان «این شاهنامه اسطوره نیست» که وقایع مربوط به نبردهای گردان حبیب در مقطع تابستان ۱۳۶۵ تا تابستان ۱۳۶۷ و پایان جنگ تحمیلی را در بر می‌گیرد، انجام دهم. در این راستا، از سه جنبه احساس تکلیف می‌کردم: اول اینکه با نگارش این مجلد، کار تألیف این مجموعه ناتمام به پایان می‌رسید. دوم اینکه اصل ایده نوشتن این مجموعه و تأمین ملزومات پژوهشی‌ـ‌نگارشی دو مجلد نخست، متعلق به حاج حسن محققی بود و با شهادت او، نوشتن مجلد سوم را ادای دینی به آن یار سفرکرده می‌دانستم. و سومین دلیل، تشویق‌های رهبر شهید انقلاب پس از مطالعه دو مجلد منتشر شده این کارنامه بود.

*تسنیم: چه شد مجموعه کارنامه عملیاتی گردان حبیب، این‌قدر مورد استقبال عمومی قرار گرفت و خواندنی شد؟ شاید مناسب‌ترین پاسخ به این سؤال، واکنش رهبر شهید نسبت به این کارنامه، پس از انتشار مجلد اول آن یعنی «گردان نهم» باشد؛ واکنشی که رسانه‌ای هم شد. آن‌جا که معظم‌له در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح فرمودند: «… به این نکته خوب است توجه شود و در اظهارات‌تان برای مردم در مجامع عمومی هم گفته شود. این نکته را در ارتباط با مطالعه کتاب‌های مربوط به هشت سال دفاع مقدس می‌گویم؛ نکته‌ای که از بس واضح است، مورد غفلت واقع می‌شود… من شرح حال این آقایان و کتاب‌های جنگ را زیاد می‌خوانم. همین کتابی که در مورد «گردان نهم» تهران که اخیراً توسط گل‌علی بابایی نوشته شد و او شهید وزوایی و دیگران را در این کتاب مفصلاً شرح داده، آدم می‌بیند این بچه‌های دانشجوی بی‌اطلاع و بی‌خبر از فنون جنگ، ظرف مدت کوتاهی یک نظامی بزرگ می‌شوند. در جلسات طراحی و هدایت عملیات، با سرهنگ‌های ارتش آن‌جور بحث می‌کنند. این خودش یک معجزه است. جنگ کاری کرد که سرباز صفر ما تبدیل شد به یک استراتژیست نظامی! این چیست؟ این معجزه انقلاب و دفاع مقدس است. این حرف‌ها از بس واضح هستند، گم می‌شوند. شما بروید و این‌ها را برای مردم ما بگویید.» روز بیست‌وسوم اردیبهشت ۱۳۹۴، در جریان بازدید رهبر شهید از نمایشگاه کتاب، ایشان به غرفه نشر صریر هم سری زدند و من که در آن زمان معاونت هنری و ادبیات بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس را به عهده داشتم، یک نسخه از مجلد دوم این کارنامه با عنوان «حبیب؛ تولدی دیگر» را به معظم‌له تقدیم کردم. جالب این‌که ایشان فرمودند: «اتفاقاً دیروز نسخه‌ای از این کتاب شما به دست من رسید.» خودم فکر می‌کنم همین عنایت ویژه آقای کتاب‌خوان ملت ما نسبت به چنین آثاری، به امر تبلیغ و محبوبیت این کتاب‌ها ضریب و برکت داد.

*تسنیم: پس با انتشار «این شاهنامه اسطوره نیست»؛ پرونده کارنامه عملیاتی گردان حبیب در جنگ ۸ ساله بسته خواهد شد؟ بله، همین‌طور است. ضمن این‌که در مجلد سوم و پایانی این کارنامه، به وقایعی در لایه‌های سیاسی و نظامی و حتی اجتماعی برهه پایانی جنگ پرداخته شده که بی‌شباهت به بسیاری از رویدادهای امروز ما در این جنگ جاری نیست.

*تسنیم: گویا رهبر انقلاب؛ حضرت آیت‌الله سیّد مجتبی خامنه‌ای هم در دوره حضورشان در جبهه، در گردان حبیب بودند. شاید یکی از ویژگی‌های برجسته ناشی از انقلاب اسلامی و دوران حاکمیت مردمی نظام جمهوری اسلامی، خصوصاً در برهه دفاع مقدس هشت‌ساله، همین حضور شخصیت‌های برجسته نظام انقلابی و فرزندان و بستگان درجه اول ایشان در صفوف یگان‌های رزم مردم‌پایه نیروهای مسلح و خطوط مقدم نبرد بود. در همین رابطه، فی‌المثل در دوران فرماندهی شهید همت بر لشکر ۲۷، شما می‌دیدید نماینده مجلس خبرگان رهبری به صورت داوطلب بسیجی به دوکوهه آمده و در دژبانی لشکر خدمت می‌کند. در باب گردان همیشه خط‌شکن حبیب نیز، وضع بر همین منوال بود. علاوه بر فرزندان رهبر شهید، فرزندان مقامات ارشد کشور نیز در صفوف نیروهای بسیجی این گردان با اسامی مستعار حضور داشتند و پا به پای رزمندگان حبیب به خط دشمن می‌زدند. یکی از آن جمع که من در این کتاب از آن‌ها با عنوان «آقازاده‌های خاکی‌پوش» یاد کرده‌ام، همین نازنین یادگار آقای شهید ایران و رهبر گرامی ما، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (حفظه المولی تعالی) است که با نام مستعار سیدمجتبی حسینی در گردان حبیب حضور داشت. به غیر از فرزندان رهبر شهید و شماری از مسئولین طراز اول کشور در آن برهه، ما شاهد حضور فعال برخی از چهره‌های صاحب‌نام و محبوب یا به قول امروزی‌ها؛ سلبریتی‌های جامعه ورزشی ایران در صفوف گردان حبیب بودیم. به عنوان مثال، می‌توانم از کاپیتان تیم ملی فوتبال المپیک ایران و ستاره تیم پرسپولیس در اواسط دهه ۱۳۶۰، شهید بزرگوار مهدی رضایی‌مجد نام ببرم. محمود اکبری، دایی مهدی بود و آن دو با هم رفیق بودند. آقای اکبری در گردان حبیب تیربارچی بود و طی عملیات کربلای ۵ در محور کانال پرورش ماهی به شهادت رسید. در شرایطی که دعوت‌نامه چند باشگاه معروف خارجی، از جمله باشگاه گالاتاسرای ترکیه، به دست مهدی رسیده بود، او میان شهرت و ثروت ناشی از پیوستن به تیم‌های مطرح حاضر در رقابت‌های لیگ‌های اروپایی و گمنامی و زیست درویشانه در صفوف مدافعین وطن، دست به انتخاب زد؛ عازم جبهه شد و بعد از حضور در گردان حبیب گفته بود دایی شهید من تیربارچی این گردان بود و حالا که او شهید شده، به جبهه آمدم تا تیربار او را تحویل بگیرم و با دشمنان دین و وطنم بجنگم. شهید مهدی رضایی مجد، فوتبالیست تیم پرسپولیس و کاپیتان تیم ملی المپیک ایران، در مرحله تکمیلی عملیات کربلای ۵ شجاعانه با دشمن جنگید و به شهادت رسید. داستان عزیمت این سلبریتی بسیجی به جبهه و رزم و شهادتش، از نگاه من یکی از فرازهای جالب مجلد سوم کارنامه عملیاتی گردان حبیب است؛ حکایتی عبرت‌آموز برای نسل جوان جامعه درگیر جنگ امروز کشورمان تا معیاری موثق داشته باشند برای تشخیص مشاهیر جان‌فدای وطن از آدم‌هایی که چرب‌ترین لقمه‌ها را از سفره هم‌وطنانشان می‌خورند و در بزنگاه مصائب مردم، در فضای مجازی برای دشمنان ددمنش ایران و ایرانی دعوت‌نامه حمله به میهن می‌فرستند!

*تسنیم: شما معمولاً در آثارتان دنبال کشف ناشناخته‌ها و ارائه ناگفته‌ها از دوران هشت‌ساله دفاع مقدس هستید. در جلد سوم «گردان حبیب» چه ناگفته‌هایی برای مخاطب دارید؟ شاید مناسب‌ترین پاسخ به این پرسش شما، در عنوان مجلد سوم کارنامه عملیاتی گردان حبیب مستتر باشد؛ یعنی «این شاهنامه اسطوره نیست». بنده حدود سی سال پیش، از صاحبدلی نکته نغزی را در باب ماهیت دفاع مقدس شنیده بودم که می‌گفت: در حوالت تاریخی ملت ستم‌ستیز و حماسه‌آفرین ایران، آن دفاع مقدس مقدر شد تا دوست و دشمن مردم این دیار بدانند که شاهنامه حکیم توس، صرفاً مشتی افسانه‌های برآمده از اساطیر مبالغه‌آمیز نیست! فی‌المثل، در شاهنامه می‌خوانیم که طی نبرد سپاه ایران به فرماندهی توس با لشکریان تحت امر اشکبوس، جهان‌پهلوان رستم خود را در هیأتی مبدل و پای پیاده به میدان رزم رساند. اشکبوس که سراپا غرق در زره آهنین و نشسته بر اسبی بلندقامت او را دید، از سر استهزا پرسید: یعنی در سپاه شما ایرانیان، حتی یک رأس اسب جنگی پیدا نمی‌شود که فرمانده‌تان تو را پیاده به جنگ من فرستاد؟ در پاسخ او رستم گفت: پیاده مرا زان فرستاد توس که تا اسب بستانم از اشکبوس. بعد هم به یک ضربت، اشکبوس را کشت و اسب او را هم به غنیمت گرفت و سپاه اشکبوس با دیدن آن ضرب شست پهلوان سپاه ایران، خود را باخته و از میدان گریختند. ما نظایر حکایات شاهنامه را در تمامی سالیان آن دفاع مقدس میهنی به کرات شاهد بودیم. یک سرباز تازه‌جوان یا بسیجی نوجوان، پای پیاده و مسلح به یک تفنگ چهارکیلویی، به قلب استحکامات سپاه دشمن متجاوز می‌زد، کماندوهای گردن کلفت بعثی را درو می‌کرد و تانک‌های مدرن چهل‌تنی دشمن را به غنیمت می‌گرفت. الحق هم که این شاهنامه، اسطوره نبود!

*تسنیم: «این شاهنامه اسطوره نیست» در چند فصل نوشته شده است؟ درباره

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.