مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش مرکز اطلاعات منطقهای سازمان ملل متحد برای اروپای غربی (UNRIC)، بر اساس نتایج یک پیمایش جهانی مشترک یونسکو و شورای بینالمللی موزهها (ICOM) که ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، ۵۷ درصد از موزههای پاسخدهنده اعلام کردهاند که از هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ در حالی که ۵۵ درصد از آنها هنوز سیاست، راهبرد یا دستورالعمل داخلی مشخصی برای این فناوری ندارند. این بررسی با مشارکت بیش از ۴۰۰ موزه در ۹۰ کشور انجام شده است.
نتایج این پیمایش نشان میدهد که ورود هوش مصنوعی به موزهها دیگر صرفاً یک ایده آیندهنگرانه نیست؛ این فناوری در بخشهایی از فعالیت روزمره موزهها حضور پیدا کرده است. با این حال، سرعت آزمایش و استفاده از ابزارهای هوشمند از سرعت تدوین ضوابط، آموزش کارکنان و ایجاد سازوکارهای نظارتی بیشتر است.
هوش مصنوعی چه تغییری در موزهها ایجاد میکند؟
موزهها از جمله نهادهایی هستند که مأموریت آنها تنها نگهداری اشیای تاریخی نیست؛ آنها باید آثار را مستند کنند، اطلاعات مربوط به آنها را در اختیار پژوهشگران قرار دهند و امکان شناخت میراث فرهنگی را برای نسلهای مختلف فراهم کنند. هوش مصنوعی میتواند بخشی از این فرایندها را سریعتر و دسترسپذیرتر کند.
بر اساس گزارش یونسکو درباره کاربردهای هوش مصنوعی در موزهها، این فناوری میتواند در زمینههایی مانند پژوهش درباره مجموعهها، مستندسازی آثار، ترجمه، طراحی نمایشگاهها و ارتباط با بازدیدکنندگان به کار گرفته شود.
برای مثال، ابزارهای تشخیص متن میتوانند به خواندن و رونویسی اسناد تاریخی کمک کنند؛ سامانههای ترجمه میتوانند دسترسی مخاطبان بینالمللی به توضیحات آثار را آسانتر کنند و فناوریهای دیجیتال نیز امکان ارائه اطلاعات تکمیلی درباره یک شیء تاریخی را بدون نیاز به دستکاری فیزیکی آن فراهم میآورند.
در چنین شرایطی، بازدیدکننده موزه ممکن است علاوه بر دیدن یک اثر، به اطلاعات گستردهتری درباره تاریخچه، محل کشف، مواد سازنده یا زمینه فرهنگی آن دسترسی پیدا کند. این امکانات، در صورت طراحی و اجرای درست، میتوانند تجربه بازدید را از مشاهده صرف به فرایندی تعاملیتر تبدیل کنند.
از مرمت دیجیتال تا بازخوانی اسناد تاریخی
یکی از زمینههای مورد توجه در استفاده از هوش مصنوعی، کمک به مطالعه و بازنمایی آثار آسیبدیده یا مجموعههایی است که دسترسی به آنها دشوار است.
یونسکو در گزارشی که پنجم اکتبر ۲۰۲۶ درباره آینده موزهها در عصر هوش مصنوعی منتشر کرد، به کاربردهایی مانند مرمت دیجیتال، رونویسی مجموعههای تاریخی، دسترسی هوشمند به اطلاعات آثار و شیوههای تازه معرفی میراث فرهنگی اشاره کرده است.
در مرمت دیجیتال، ابزارهای رایانهای میتوانند به تحلیل تصاویر، شناسایی الگوها یا بازسازی احتمالی بخشهای آسیبدیده در قالب یک مدل دیجیتال کمک کنند. چنین بازسازیهایی میتوانند برای پژوهش و آموزش مفید باشند؛ اما باید میان تصویر بازسازیشده و وضعیت واقعی اثر تفاوت روشنی وجود داشته باشد.
برای نمونه، اگر بخشی از یک نقاشی یا کتیبه از بین رفته باشد، سامانه هوش مصنوعی ممکن است با تکیه بر الگوهای تصویری یا اطلاعات موجود، پیشنهادی برای تکمیل آن ارائه دهد. این پیشنهاد لزوماً به معنای کشف شکل اصلی و قطعی اثر نیست. نتیجه تولیدشده باید بهعنوان بازسازی احتمالی معرفی شود و اعتبار آن را متخصصان مربوط ارزیابی کنند.
این تمایز بهویژه درباره آثار باستانی و اسناد تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا یک تصویر دیجیتال قانعکننده میتواند در نگاه مخاطب واقعی به نظر برسد، حتی اگر بخشی از آن بر پایه حدس و محاسبات الگوریتمی ساخته شده باشد.
نگرانی اصلی: چه کسی بر صحت اطلاعات نظارت میکند؟
گسترش کاربردهای هوش مصنوعی در موزهها، مسئله دقت اطلاعات و اعتبار تفسیرهای تاریخی را نیز برجسته کرده است. مدلهای هوش مصنوعی ممکن است اطلاعات نادرست تولید کنند، میان دادههای معتبر و نامعتبر تمایز کافی نگذارند یا درباره منشأ و تاریخچه یک اثر، توضیحی ارائه دهند که پشتوانه مستند نداشته باشد.
در محیط موزه، چنین خطاهایی صرفاً اشتباههای فنی نیستند. اطلاعات نادرست ممکن است برداشت عمومی از یک رویداد تاریخی، یک جامعه یا یک سنت فرهنگی را تغییر دهد. به همین دلیل، استفاده از این فناوری نباید جایگزین بررسی اسناد، پژوهش تاریخی و داوری کارشناسان شود.
یونسکو در گزارش خود درباره گفتوگوهای تخصصی موزهها و فناوری در اکتبر ۲۰۲۶، بر موضوعاتی مانند اصالت، منشأ اثر، مالکیت فکری، بازنمایی فرهنگی و نظارت انسانی تأکید کرده است. بر همین اساس، بازسازیها و تفسیرهای تولیدشده به کمک هوش مصنوعی باید شفاف باشند و زیر نظر متخصصان و متولیان مجموعهها قرار بگیرند.
این رویکرد به معنای کنار گذاشتن فناوری نیست؛ بلکه هدف آن است که مخاطب بداند با چه چیزی روبهروست: اصل اثر، بازسازی دیجیتال، تفسیر کارشناسی یا محتوایی که یک سامانه هوش مصنوعی تولید کرده است.
چرا نبود دستورالعمل داخلی اهمیت دارد؟
شاید مهمترین نکته در نتایج پیمایش یونسکو و شورای بینالمللی موزهها، فاصله میان میزان استفاده از هوش مصنوعی و آمادگی سازمانی برای مدیریت آن باشد.
وقتی ۵۷ درصد از موزههای پاسخدهنده از کاربرد این فناوری خبر میدهند، اما ۵۵ درصد فاقد سیاست یا دستورالعمل داخلی مشخص هستند، پرسشهایی درباره شیوه استفاده کارکنان، حفاظت از اطلاعات، ارزیابی خروجیها و مسئولیت خطاها مطرح میشود.
برای مثال، اگر اطلاعات یک مجموعه تاریخی در اختیار یک ابزار هوش مصنوعی قرار گیرد، باید روشن باشد که این دادهها چگونه پردازش میشوند، آیا محدودیتهای حقوقی و محرمانگی رعایت شدهاند و چه کسی مسئول بررسی نتیجه نهایی است. همچنین، استفاده از تصاویر آثار هنری برای آموزش یا تولید محتوای جدید ممکن است با حقوق پدیدآورندگان یا شرایط مالکیت مجموعهها ارتباط پیدا کند.
این مسائل برای همه موزهها یکسان نیست. نهادهایی که بودجه، زیرساخت دیجیتال و نیروی متخصص بیشتری دارند، ممکن است آسانتر بتوانند ابزارهای جدید را آزمایش کنند و بر نتایج آنها نظارت داشته باشند. در مقابل، موزههای کوچکتر یا مجموعههایی که با محدودیت منابع مواجهاند، ممکن است برای آموزش کارکنان و ایجاد چارچوبهای مناسب به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
یونسکو و شورای بینالمللی موزهها نیز در گزارش خود به نابرابری در دسترسی به فناوری، منابع مالی و تخصص فنی اشاره کردهاند.
آیا هوش مصنوعی میتواند موزهها را برای نسل جدید جذابتر کند؟
یکی دیگر از ظرفیتهای این فناوری، ایجاد راههای متنوعتر برای ارتباط با بازدیدکنندگان است. ابزارهای تعاملی، ترجمه خودکار و ارائه توضیحات متناسب با نیاز مخاطب میتوانند درک آثار را برای گروههای مختلف آسانتر کنند.
برای مثال، یک موزه میتواند اطلاعات یک اثر را به چند زبان ارائه دهد یا برای بازدیدکنندگان با سطحهای متفاوت دانش تاریخی، توضیحات تکمیلی طراحی کند. ابزارهای دیجیتال همچنین میتوانند به افرادی که امکان حضور فیزیکی در موزه را ندارند، دسترسی مجازی به بخشی از مجموعهها بدهند.
با این حال، جذابیت فناوری نباید به هدفی مستقل از مأموریت فرهنگی موزه تبدیل شود. نمایشهای پرزرقوبرق یا پاسخهای سریع یک سامانه هوشمند، بهتنهایی تضمینکننده یادگیری عمیقتر نیستند. کیفیت منابع، دقت اطلاعات و نحوه طراحی تجربه بازدید همچنان اهمیت اساسی دارند.
به بیان دیگر، فناوری زمانی ارزشمند است که فهم اثر را آسانتر کند، نه اینکه توجه مخاطب را از خود اثر و زمینه تاریخی آن منحرف سازد.
موزه آینده؛ همکاری انسان و فناوری
گزارش یونسکو درباره گفتوگوهای تخصصی موزهها در عصر هوش مصنوعی بر چند اصل تأکید دارد: استفاده از دادههای باکیفیت، انتخاب کاربردهای کمخطر، پرهیز از مداخله مخرب در آثار و تقویت زیرساختهای دیجیتال مشترک.
این پیشنهادها نشان میدهند که مسیر پیشرو صرفاً به خرید ابزارهای جدید محدود نمیشود. موزهها به سیاستهای روشن، آموزش کارکنان، نظارت تخصصی و شیوههایی برای توضیح شفاف نقش هوش مصنوعی به بازدیدکنندگان نیاز دارند.
از سوی دیگر، نقش متخصصان تاریخ، باستانشناسی، مرمت، آرشیو و مطالعات فرهنگی همچنان تعیینکننده است. هوش مصنوعی میتواند حجم زیادی از اطلاعات را پردازش کند یا الگوهایی را پیشنهاد دهد، اما ارزیابی معنای تاریخی یک اثر و بررسی جایگاه آن در فرهنگ یک جامعه، به دانش تخصصی و شناخت زمینه نیاز دارد.
در نهایت، یافتههای پیمایش جهانی نشان میدهد که موزهها در حال تجربه مرحلهای تازه از تحول دیجیتال هستند؛ مرحلهای که در آن، سرعت نوآوری باید با مسئولیتپذیری همراه شود. چالش اصلی نه صرفاً ورود هوش مصنوعی به موزهها، بلکه تعیین مرزهای استفاده از آن است: چگونه میتوان دسترسی به میراث فرهنگی را گسترش داد، بیآنکه دقت تاریخی، حقوق فرهنگی و اعتماد عمومی آسیب ببیند؟
پاسخ به این پرسش، تا حد زیادی به توانایی موزهها در ایجاد تعادل میان فناوری و تخصص انسانی بستگی خواهد داشت.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰