تاریخ انتشار : دوشنبه 20 مهر 1405 - 17:31
کد خبر : 57530
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای از سکوت دل‌انگیز غربت تا هیاهوی جذاب وطن بسته هستند

از سکوت دل‌انگیز غربت تا هیاهوی جذاب وطن

از سکوت دل‌انگیز غربت تا هیاهوی جذاب وطن

ایران، سرزمین ریشه‌هاست. هرچقدر هم از آن دور شوی، عشق و خاطراتت تو را به سویش می‌کشاند. این سرزمین، همیشه در دل و ذهن تو باقی می‌ماند و روزی تو را به آغوش خود بازمی‌گرداند.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- او یک زن مسیحی است که ۱۵ سال از زندگی‌اش را در انگلستان سپری کرده است. اما زمانی که صحبت از جنگ و وطن به میان آمد، نتوانست دوری از سرزمینش را تحمل کند و به جایی بازگشت که ریشه‌هایش در آنجا شکل گرفته‌اند: «ایران». روزی که به وطن بازگشت، شاید نام رهبر انقلاب اسلامی برایش آشنا نبود؛ اما اکنون با دلی پر از محبت، از داغ شهادت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای سخن می‌گوید و اندوهش را پنهان نمی‌کند. آنچه حضور او را متمایز و تأثیرگذارتر می‌ساخت، تنها بازگشتش به وطن نبود؛ او به جای روسری، چفیه بر سر داشت؛ چفیه‌ای که برایش نمادی از غرور، مبارزه و ایستادگی بود. چفیه‌ای که یادآور رنج مردمی است که سال‌هاست برای سرزمین و آزادی خود ایستادگی می‌کنند. او می‌گفت: «به یاد فلسطین….» این جمله چه معنای عمیقی دارد؛ زمانی که زنی از دیار ایران، با دینی متفاوت، چفیه‌ای بر سر می‌گذارد تا یاد غزه را زنده نگه دارد؛ تا نشان دهد همدلی، فراتر از مرزها و تفاوت‌هاست و گاهی یک نشانه، از هزاران کلمه بیشتر سخن می‌گوید.

او به ایران آمده تا امور دخترش را سامان دهد و راه بازگشت او را هموار کند. زیرا دل‌هایشان در اینجا، در همین خاک، میان همین مردم و زیر سایه همین پرچم است. آن‌ها مشتاقند به سرزمینی بازگردند که نامش برایشان تنها یک نام روی نقشه نیست؛ بلکه خانه، هویت و ریشه است. و چه غرورآفرین است ایران؛ سرزمینی که می‌تواند دل‌هایی را از هزاران کیلومتر دورتر، از میان سال‌ها زندگی در غربت، دوباره به سوی خود بکشاند. او مسیحی است و عشقش به ایران، گواهی بر این حقیقت است که وطن، پیش از هر تفاوتی، پیوندی از جنس ریشه و تعلق است؛ همان‌طور که انسانیت، همدلی با مظلومان و ایستادگی در برابر رنج، به دین و مرز محدود نمی‌شود.

امروز، وقتی در کنار پرچم مقدس کشورمان در پویش پرچمداری ایران در چهارراه ولیعصر ایستاد، تنها یک بانوی ایرانی به پرچم ادای احترام نکرد؛ او داستانی از دلتنگی، بازگشت و عشق به وطن را با خود به همراه آورد؛ داستان زنی که با چفیه‌ای بر سر، نام فلسطین را نیز در دل این روایت گنجانده است. ایران، خانه‌ای است که هرچقدر هم از آن دور شوی، اگر ریشه‌هایت در آن باشد، روزی دلت تو را به سویش بازمی‌گرداند؛ و انسانیت، نوری است که می‌تواند از میان تمام تفاوت‌ها عبور کند. ایران، فراتر از مرزها؛ وطنِ جان‌هایی که دلشان برای خاکشان می‌تپد.

سیده نازنین زهرا پاکدامن

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.