تاریخ انتشار : یکشنبه 19 مهر 1405 - 16:19
کد خبر : 57198
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای هیأت؛ فضای اجتماعی یادآوری «ایام‌اللّه» بسته هستند

هیأت؛ فضای اجتماعی یادآوری «ایام‌اللّه»

هیأت؛ فضای اجتماعی یادآوری «ایام‌اللّه»

پیام رهبر انقلاب به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، فرصتی برای بازخوانی تاریخ و یادآوری ارزش‌های اوست. این پیام نشان‌دهنده تأثیر عمیق نصرالله بر مقاومت و مبارزه است. رهبر انقلاب با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و دستاوردهای او، بر اهمیت ادامه راهش تأکید کرده و به نسل‌های آینده الهام می‌دهد. این پیام، تجدید میثاق با آرمان‌های شهید نصرالله و تأکید بر ادامه مسیر مقاومت است.

به گزارش باور خبر به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، امام سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت سید مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله، به آیه‌ای از سوره ابراهیم اشاره کردند. در این آیه، خداوند مأموریت حضرت موسی (ع) را با دو وظیفه مرتبط معرفی می‌کند: رهایی قومش از ظلمات و هدایت آن‌ها به سوی نور و یادآوری «ایّام اللّه». این آیه ما را به تأمل در معنای «ایام الله» و ارتباط آن با حوادث سرنوشت‌ساز تاریخ دعوت می‌کند. اما چه چیزی یک روز را به «ایام الله» تبدیل می‌سازد؟ علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه، نکته‌ای اساسی را بیان می‌کند و می‌فرماید: «با وجود اینکه همه روزها و موجودات متعلق به خداوند هستند، اختصاص برخی روزها به او به دلیل ظهور خاص امر الهی در آن‌هاست، ظهوری که مجال خودنمایی غیر را نمی‌دهد. به همین دلیل، علامه روز مرگ، قیامت و روزهایی که اقوامی چون قوم نوح، عاد و ثمود در آن‌ها گرفتار عذاب الهی شدند را از نمونه‌های «ایام الله» برمی‌شمارد، روزهایی که در آن‌ها سلطنت و غلبه الهی نمایان و ناتوانی قدرت‌های دنیوی مشهود می‌شود.»

بر این اساس، «ایام‌ الله» نمی‌توانند صرفاً روزهایی باشند که به دلیل اهمیت تاریخی یا بزرگی حوادثشان در حافظه‌ی بشر باقی مانده‌اند. آنچه به این روزها صفت الهی می‌دهد، حقیقتی است که در متن آن‌ها نمایان می‌شود، حقیقتی که از حدود علل و مناسبات متعارف فراتر می‌رود و انسان را به سلطنت و تدبیر خداوند متوجه می‌کند. بنابراین، یادآوری «ایام الله» تنها یادآوری حوادث گذشته نیست، بلکه بازشناسی حقیقت الهی است که در آن‌ها نمایان شده و می‌تواند در فهم حال و جهت‌گیری آینده انسان و جامعه تأثیرگذار باشد. اینکه خداوند متعال حضرت موسی (ع) را به دو مأموریت، یعنی خارج کردن قومش از ظلمات به‌سوی نور و یادآوری «ایام الله» دستور داده است، به این معناست که ارتباط این دو مأموریت، از نسبتی عمیق میان حرکت تاریخی یک جامعه و حافظه‌ی جمعی آن حکایت دارد. جامعه برای خروج از ظلمات و حرکت به‌سوی نور، تنها به تغییر شرایط بیرونی نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند نشانه‌های هدایت را در تاریخ خود شناسایی کند و آن‌ها را در حافظه‌ی خود زنده نگه دارد.

از این منظر، یادآوری «ایام الله» صرفاً یادآوری روزهایی از گذشته نیست؛ بلکه عاملی برای شناخت مسیر، بازیابی هویت و جهت‌دهی به حرکت آینده جامعه است. در ادامه این بیان، روایات اهل‌بیت (ع) نیز افق دیگری از معنای «ایام‌الله» را پیش روی ما می‌گشایند. در روایتی از امام هادی (ع) آمده است: «الأیّامُ نَحنُ»؛ یعنی ایام، ماییم. این تعبیر، افق تازه‌ای برای فهم مفهوم ایام‌الله می‌گشاید. بر اساس این روایت، ایام‌الله را نمی‌توان صرفاً به مقاطع زمانی یا حوادث خاص در بستر تاریخ محدود کرد؛ بلکه اولیای الهی نیز در شمار مصادیق ایام قرار می‌گیرند. با توجه به این بیان، می‌توان ایام‌الله را در دو ساحت زمانی و انسانی فهم کرد: در ساحت زمانی، روزهایی که در آن‌ها امر و سلطنت الهی به‌نحو ویژه‌ای ظهور می‌یابد و در ساحت انسانی، وجود اولیای الهی که مظهر تام هدایت و نشانه‌های الهی‌اند. این دو ساحت، در عین تمایز، با یکدیگر پیوندی عمیق دارند، زیرا ظهور هدایت الهی در تاریخ، هم در وجود حجت‌های خداوند و هم در حوادثی که حقیقت و جایگاه آنان را نمایان می‌سازد، جلوه‌گر می‌شود.

از همین رو، روزهایی مانند روز شهادت اولیای الهی می‌توانند زمینه‌ای برای آشکار شدن بخشی از عظمت و منزلت آنان و بازشناسی حقیقتی باشند که زندگی و سیره ایشان بر آن استوار بوده است. در چنین روزهایی، واقعه تاریخی، فراتر از یک حادثه صرف، ظرفیت آن را می‌یابد که انسان‌ها را متوجه حقیقتی الهی سازد و زمینه تنبّه و بازگشت آنان به مسیر هدایت را فراهم آورد. بر این اساس، یادآوری ایام‌الله، تنها یادآوری روزها و شخصیت‌های بزرگ نیست، بلکه توجه دادن انسان‌ها به حقیقتی است که در وجود اولیای الهی و در رخدادهای مرتبط با آنان نمایان شده و می‌تواند راهنمای حیات فردی و اجتماعی باشد. این تفسیر، نکته مهمی درباره نسبت انسان با تاریخ در خود دارد. اگر «ایّام اللّه» را در پرتو این روایت، با اولیای الهی و نشانه‌های هدایت مرتبط بدانیم، یادآوری آن‌ها دیگر صرفاً یادآوری یک حادثه یا بزرگداشت یک شخصیت نیست؛ بلکه به معنای زنده نگه داشتن معیاری برای فهم تاریخ و تشخیص مسیر حق از باطل است.

در واقع، آنچه در یادآوری اهمیت دارد، صرف به خاطر سپردن گذشته نیست، بلکه بازشناسی حقیقتی است که در آن گذشته نمایان شده و همچنان می‌تواند راهنمای زندگی امروز باشد. از همین رو، یادآوری ایام‌الله، ماهیتی فراتر از خاطره‌گویی دارد و با جهت‌گیری آینده جامعه نیز پیوند می‌خورد. این معنا، هنگامی که در سطح جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد، ما را به اهمیت حافظه جمعی می‌رساند. حافظه جمعی صرفاً مجموعه‌ای از خاطرات مشترک نیست و بستری است که یک جامعه از طریق آن، هویت تاریخی خود را می‌شناسد و ارزش‌ها و آرمان‌هایش را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند. جامعه‌ای که پیوند خود را با لحظات سرنوشت‌ساز تاریخش از دست بدهد، ممکن است حوادث گذشته را بداند، اما از معنای آن‌ها برای زندگی امروز غافل بماند. یادآوری، درست در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند: گذشته را از یک امر سپری‌شده به حقیقتی حاضر در زندگی اجتماعی تبدیل می‌کند و به جامعه امکان می‌دهد که تجربه‌های تاریخی خود را در ساختن آینده به کار گیرد.

پیام امام سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، نمونه‌ای از چنین بازخوانی تاریخی است. در این پیام، حوادث تاریخ معاصر ایران در پیوند با یکدیگر روایت می‌شوند: از دوران پیش از انقلاب و سلطه بیگانگان تا پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع هشت‌ساله ملت ایران. تعبیرهایی همچون «آن روزهای تیره و تار» و «روزهای پر نورِ برقراری جمهوری اسلامی ایران»، تنها توصیف دو مقطع تاریخی نیستند، بلکه تلاشی برای آشکار کردن معنای تحولات تاریخی و نسبت آن‌ها با یکدیگرند. همچنین، یادآوری اسوه‌هایی که در دوران دفاع مقدس ظهور کردند و هر یک درس‌آموز «عبادت، شجاعت، مقاومت، اخلاق و انسانیّت» بودند، نشان می‌دهد که یادآوری تاریخی، افزون بر بازگویی حوادث، به بازشناسی الگوهای انسانی و ارزش‌هایی می‌انجامد که می‌توانند در حیات امروز جامعه استمرار یابند.

در همین چارچوب، گرامی‌داشت یاد سید مقاومت، سیدحسن نصرالله نیز اگرچه یادآور شهادت یک شخصیت برجسته است لیکن توصیف او به‌عنوان «نماد بزرگ جبهه مقاومت» و تأکید بر اینکه سخنان و اقداماتش «قلوب مردمانش و بلکه آزادگان جهان را مستحکم می‌ساخت»، او را در امتداد یک مسیر تاریخی قرار می‌دهد؛ مسیری که در آن، مقاومت، وفاداری به آرمان‌ها و ایستادگی در برابر سلطه، ارزش‌هایی فراتر از یک واقعه یا یک مقطع کوتاه زمانی است. بدین‌ترتیب، یادآوری شخصیت‌هایی چون شهید سیدحسن نصرالله، می‌تواند حلقه اتصال حافظه تاریخی جامعه با آرمان‌هایی باشد که همچنان در زندگی جمعی موضوعیت دارند.

در اینجا، مفهوم «یادآوری» و «یادآوری جمعی» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. یادآوری با خاطره تفاوت دارد. خاطره می‌تواند صرفاً نگه داشتن تصویری از گذشته باشد؛ اما یادآوری، گذشته را دوباره در برابر انسان حاضر می‌کند تا معنای آن را دریابد و نسبت خود را با آن مشخص کند و طرحی برای سیر حرکت رو به جلوی خود از آن الهام گیرد. هنگامی که قرآن می‌فرماید «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»، سخن از یک عمل اجتماعی است که توسط ولی الهی جامعه باید انجام شده و جامعه باید در پیروی از او یادآوری شود؛ یعنی جامعه باید به گونه‌ای مورد یادآوری قرار گیرد که روزهای الهی را به یاد آورد و سلطنت و عظمت حق تعالی را در بستر تاریخ و حوادث روزگار مشاهده نماید. در نتیجه، یادآوری به «ایام الله» از ابتدا نیز امری فراتر از تجربه‌ی فردی است و با حیات یک قوم و جامعه ارتباط دارد.

ماجرای غسل زیارت شهید سید حسن نصرالله برای دیدار امام شهید اینجاست که مسئله «حافظه‎ی جمعی» اهمیت پیدا می‌کند. هیچ جامعه‌ای بدون حافظه نمی‌تواند هویت تاریخی خود را حفظ کند. جامعه از طریق به یاد آوردن گذشته، قهرمانان، رنج‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و لحظات سرنوشت‌ساز خود، در حقیقت به نسل‌های بعد می‌گوید چه چیزهایی برایش ارزشمند بوده و چه مسیری را طی کرده است. اما حافظه جمعی زمانی به یک عنصر سازنده تبدیل می‌شود که صرفاً حافظه حوادث نباشد، بلکه حافظه معناها و ارزش‌هایی باشد که در آن حوادث ظهور کرده‌اند. در این میان، هیأت را می‌توان یکی از بسترهای مهم اجتماعی برای تحقق احیاء حافظه‌ی جمعی و چنین یادآوری دانست. هیأت، تنها محل برگزاری عزاداری و ارتباط عاطفی با حضرات معصومین علیهم‌السلام نیست؛ بلکه فضایی است که در آن یاد اهل‌بیت (ع)، حوادث تاریخی و شخصیت‌های الهام‌بخش، در قالب تجربه‌ای جمعی بازخوانی می‌شوند.

ویژگی مهم این فضا آن است که انسان در آن تنها به یاد نمی‌آورد، بلکه با دیگران به یاد می‌آورد. این یادآوری مشترک و این یادآوری جمعی، حوادث الهی را از سطح ادراک فردی فراتر می‌برد و آن را به بخشی از حافظه جمعی که پیشران حرکت‌های اجتماعی است تبدیل می‌کند. در هیأت، تاریخ صرفاً روایت نمی‌شود؛ بلکه از طریق ذکر، مرثیه، خطابه و توجهات جمعی، در تجربه زیسته حاضران حضور می‌یابد. از این منظر، هیأت نقشی فراتر از انتقال اطلاعات تاریخی ایفا می‌کند. هیأت با زنده نگه داشتن یاد اولیای الهی و بازخوانی سیره و آرمان‌های آنان، امکان استمرار یک حافظه تاریخی را فراهم می‌آورد، حافظه‌ای که می‌تواند هویت اجتماعی را تقویت کند و نسبت نسل‌های مختلف را با یک مسیر مشترک حفظ نماید. البته این ظرفیت، صرفاً با تکرار مناسک یا بازگویی خاطرات تحقق نمی‌یابد؛ بلکه هنگامی فعلیت پیدا می‌کند که یادآوری گذشته به فهم و بازسازی ارزش‌های آن در زندگی امروز بی‌انجامد و به اصطلاح، هیأت از منجلاب سکولاریسم نجات یافته و به یک کنشگر فعال در عرصه‌ی تمدنی تبدیل شود. لذا می‌توان هیأت را یکی از مهم‌ترین نهاد و بستر اجتماعی برای تحقق یادآوری به «ایّام اللّه» دانست؛ اگر «ایّام اللّه» نشانه‌های حضور هدایت الهی در تاریخ باشند، هیأت می‌تواند بستری برای زنده نگه داشتن این نشانه‌ها در حافظه و حیات جامعه باشد. اهمیت چنین نقشی در آن است که جامعه‌ی شیعی را از فراموشی ریشه‌های تاریخی و آرمانی خود دور می‌کند و امکان می‌دهد گذشته، نه به‌مثابه‌ی خاطره‌ای سپری‌شده، بلکه به‌عنوان منبعی برای فهم اکنون و جهت‌یابی آینده و موتور محرّک در زندگی جمعی امروزین جامعه، فایده بخش و سودمند باشد.

محمدمهدی مهدوی‌جو؛ پژوهشگر اندیشکده مطالعات حسینی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.