تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 مهر 1405 - 12:27
کد خبر : 53959
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای تروریست واقعی: اشغالگر است یا جانفدا؟ بسته هستند

تروریست واقعی: اشغالگر است یا جانفدا؟

تروریست واقعی: اشغالگر است یا جانفدا؟

کودکان غرب‌آسیا در شرایط جنگی به دنیا می‌آیند و از سنین پایین با خشونت و مبارزه آشنا می‌شوند. این کودکان به جای داشتن دوران کودکی عادی، با برچسب تروریست مواجه می‌شوند و زندگی‌شان تحت تأثیر جنگ و ناامنی قرار می‌گیرد.

به گزارش باور خبر به نقل از خبرگزاری تسنیم؛ گروه فرهنگی؛ فاطمه مرادزاده: برخی بر این باورند که «حماس» یک سازمان تروریستی است و اعضای آن را «تروریست» می‌نامند. این نظرات از سوی افرادی مطرح می‌شود که به خوبی می‌دانیم هر برچسبی را به هر شخص و گروهی که با میلشان همخوانی ندارد، می‌زنند تا بر اساس آن، با آن‌ها تصفیه‌حساب کنند. مانند سپاه پاسداران ایران، اعضای «حزب‌الله» لبنان و گروه‌های مقاومت عراقی و یمنی! بی‌شک، تروریست خوانده شدن برای گروه‌های مقاومتی که در حال دفاع از سرزمینشان هستند، اهمیتی ندارد، اما شاید بد نباشد در میان هیاهوی رسانه‌های صهیونیستی فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان که به تروریست خواندن گروه حماس پرداخته‌اند، با یک مثال و مصداق، ریشه شکل‌گیری این گروه کوچک مبارز فلسطینی را مرور کنیم؛ روندی که برای سایر گروه‌های مقاومت نیز صدق می‌کند.

شهید «صهیب لباد»| تولد: ۴ آبان ۱۳۸۷ / شهادت: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

«صهیب لُباد»؛ تروریست یا شهید غزه‌ای؟! «صهیب لُباد» در ۱۷ سالگی به شهادت رسید. او یکی از اعضای گروه حماس در باریکه غزه بود که سلاح به دست گرفته و در دو یا سه سال اخیر با اشغالگران صهیونیستی مبارزه می‌کرد. اما صهیب چگونه به «حماس» پیوست؟… آیا به زور؟… با تبلیغات؟… یا شست‌وشوی مغزی؟!… نه!… صهیب در ۱۵ سالگی در حال تحصیل بود. صهیونیست‌های اشغالگر به غزه (سرزمین آبا و اجدادی صهیب) حمله کردند و پس از نبرد «الاقصی»، غزه را به مدت بیش از دو سال، شبانه‌روز بمباران کردند. ده‌ها هزار نفر از مردم غزه زیر آوار بمباران اشغالگران جان باختند. مادر صهیب، خواهرش نصرا و برادرانش؛ محمد، هانی و انس در یکی از همین حملات هوایی به شهادت رسیدند. خانه صهیب در محله الدراج در شرق شهر غزه قرار داشت. در ۲۸ آبان ۱۴۰۲، یعنی ۴۳ روز پس از «طوفان الاقصی» و آغاز بمباران‌های بی‌امان غزه، جنگنده‌های اشغالگر یکی از بمب‌های خود را بر روی ساختمانی رها کردند که محل زندگی صهیب و خانواده‌اش بود. تقریباً تمام اعضای خانواده صهیب به جز خودش و پدرش به شهادت رسیدند.

صهیب نوجوان و کوچکترین عضو خانواده، هنوز به آغوش گرم مادر و محبت خواهرانش وابسته بود. اما شهادت آن‌ها رشته‌های محبت را پاره کرد و زخم و اندوه عمیقی بر قلبش گذاشت. تقدیر چنین بود که صهیب از آن بمباران و آوار جان سالم به در ببرد، اما تماشای سرپناهی که ویران شده و زیر خروارها ویرانه آن، عزیزترین افراد زندگی‌اش مظلومانه جان باختند، لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به روح و روان او وارد کرد. او تصمیم به انتقام از اشغالگران گرفت و ساده‌ترین راه انتقام، پیوستن به گروه رزمنده‌ای بود که در حال دفاع از غزه بودند؛ گروه گردان‌های قسام، شاخه نظامی حماس. صهیب در ۱۵ سالگی، محصل بود، اما پس از نابود شدن تمام خاطرات کودکی و مرگ عزیزترین افراد زندگی‌اش، به یک‌باره بزرگ شد، رزمنده شد و به انتقام خون مادر و خواهر و برادران و هموطنانش پرداخت.

«صهیب لُباد» با وجود سن کم، به نبرد با تانک‌ها و نیروهای نظامی اشغالگرانی پرداخت که به‌طور دسته‌جمعی وارد غزه می‌شدند و کشتار و ویرانی به بار می‌آوردند. داستان صهیب برای ما ایرانی‌ها بسیار آشناست! او برای ما مانند شهید «محمدحسین فهمیده» است. محمدحسین نیز در ۱۳ سالگی زمانی که ارتش بعثی به ایران حمله کرد، به جبهه رفت. او با وجود سن کم، آنقدر بزرگ شده بود که بفهمد «تجاوز دشمن به خاک و ناموس ایرانی» یعنی چه؟… بنابراین خود را به جبهه خرمشهر رساند. هیچ اجبار و شست‌وشوی مغزی در کار نبود، چرا که اگر بود، با وجود دو بار مجروح شدن در جنگ، برای بار سوم مشتاقانه به میدان رزم برنمی‌گشت. محمدحسین برای سومین بار به جبهه جنوب رفت و در هشتمین روز از آبان‌ماه و در سی‌امین روز از آغاز جنگ تحمیلی، وقتی ۵ دستگاه تانک عراقی رزمندگان ایران را محاصره کرده بودند، تعدادی نارنجک به کمرش بست و خود را زیر یکی از تانک‌ها انداخت و با انفجار آن تانک، هم خودش به شهادت رسید و هم سایر تانک‌ها را فراری داد و حلقه محاصره رزمندگان ایرانی را شکست.

سپاه پاسداران؛ جانفدایان ایرانی سپاه پاسداران ایران نیز که این روزها برچسب تروریستی به آن زده شده، به همین شکل شکل گرفت. دغدغه دفاع از ایرانی که تازه انقلاب اسلامی در آن رخ داده بود و حتی پیش از تجاوز ارتش بعثی، مورد حمله گروهک‌های منافق داخلی و شرور خارجی قرار گرفته بود، انگیزه اصلی تشکیل سپاه شد و جانفدایان ایرانی که دلشان در گرو ایران و اسلام بود، هسته اولیه آن را پایه‌ریزی کردند.

بچه‌های سپاه در آغوش امام خمینی «حزب‌الله لبنان» واکنشی به تحقیر شیعیان و اشغال لبنان حزب‌الله لبنان نیز به همین ترتیب شکل گرفت. صهیونیست‌ها که پای خود را در فلسطین اشغالی محکم کرده بودند و به اصطلاح کشورشان را در زمین‌های غصب‌شده فلسطینی بنا کردند، بلافاصله شروع به دست‌درازی به لبنان کردند و تا قلب بیروت، پایتخت لبنان پیشروی کردند. لبنان، مانند فلسطین، تازه از زیر یوغ قیمومیت استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی رها شده بود و نظام و ارتش قوی و منسجمی نداشت و شبه‌نظامیانی در آن جولان می‌دادند که دولت صهیونیستی اسرائیل آن‌ها را با پول‌پاشی خریده بود. بنابراین لبنان، از مناطق جنوبی آن گرفته تا قلب بیروت، بزرگراهی شده بود که صهیونیست‌ها به راحتی در آن رفت‌وآمد می‌کردند و کشتار می‌کردند؛ مانند قتل‌عام «صبرا» و «شتیلا» که در سال ۱۹۸۲ توسط اسرائیلی‌ها و شبه‌نظامیان وابسته به آن رژیم صورت گرفت.

شیعیان لبنانی و مردم محروم جنوب لبنان نسبت به سایر مذاهب در طول یکی دو قرن گذشته، در بدترین شرایط اقتصادی (از لحاظ اسکان، امنیت و مسائل بهداشتی) به سر می‌بردند. به‌نوعی هم مورد تجاوز اسرائیلی‌ها و هم سایر گروه‌های لبنانی قرار داشتند. این فقر و محرومیت به‌قدری بود که برخی جوانان شیعه از سر ناچاری (و نبود رهبران و آموزش‌های دینی درست و جامع) به گروه‌های چپی و کمونیستی می‌پیوستند. در چنین شرایطی، هسته اولیه نخستین نیروی شبه‌نظامی و مقاومت شیعی با نام «امل» توسط سیدموسی صدر با همکاری دکتر مصطفی چمران، و با اهدافی چون بهبود وضع معیشتی و فرهنگی شیعیان و پیگیری استقلال و تمامیت ارضی لبنان، در تیرماه ۱۳۵۳ (ژوئیه ۱۹۷۴) شکل گرفت. چند سال پس از ربوده شدن امام موسی صدر و انحراف امل از اهداف تعیین شده اولیه، و تداوم اشغالگری و تجاوزات «اسرائیل»، این وظیفه به گردن گروه دیگری از جوانان شیعه جنوب لبنان افتاد و «حزب‌الله» با همان رویکردهای اولیه امل و به‌ویژه مبارزه با اشغالگری «اسرائیل» شکل گرفت.

گروه‌های مقاومت عراقی و انصارالله یمن نیز به همین ترتیب تأسیس شدند. با تجاوز آمریکا به عراق و قتل‌عام عراقی‌ها در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳م) و سپس هجوم داعشی‌های سرسپرده آمریکایی-صهیونیستی در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴)، گروه‌های مبارز و مدافع مردمی در عراق شکل گرفتند. تجاوز گسترده نیروهای عربستانی و اماراتی به یمن نیز باعث قوت گرفتن جانفدایان مدافع یمن (انصارالله) شد که البته آمریکا و سرسپردگانش تمایل دارند نام تروریست بر آن‌ها بگذارند.

حماسه «حماس» از دل تجاوزات بی‌امان به غزه شکل گرفت. داستان اشغالگری غزه از ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (۷ اکتبر ۲۰۲۳) آغاز نشده بود. غزه از سال ۱۹۶۷ که به اشغال رژیم صهیونی درآمد، تا «طوفان الاقصی» مدام تحت تجاوز و حمله صهیونیست‌ها بود و حتی از سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۸) به‌طور کامل محاصره و ارتباطش با جهان خارج قطع شد و بزرگترین زندان روباز جهان نام گرفت. نبرد «طوفان الاقصی» فقط بهانه‌ای بود برای درو کردن غزه و کوچاندن و آواره کردن مردم آن، وگرنه تجاوز تازه‌ای برای غزه‌ای‌ها و فلسطینی‌ها نبود… و گروه مقاوم و مدافع «حماس» از دل همین تجاوزات بی‌امان و بی‌پایان شکل گرفت تا از سرزمین و ناموس فلسطینیان ساکن در غزه دفاع کند که برای دهه‌ها یک جرعه آب خوش از گلویشان پایین نرفته بود.

«جهاد احمد قزاعر»؛ فرمانده شهیدی که ۲ هزار حافظ قرآن تربیت کرد. گروه مجاهد حماس سال‌هاست برای دفاع از غزه با اشغالگران مبارزه می‌کند. صهیب حماسی شد چون… بنابراین «صهیب لُباد»؛ رزمنده ۱۶ ساله غزه‌ای به گروهی پیوست که از سال‌ها پیش برای مقابله با تجاوزات اشغالگران صهیونی شکل گرفته بود. و البته این پیوستن زمانی صورت گرفت که با چشمان خود دید اشغالگران چه بر سر خانه و خانواده‌اش آوردند. جوهر انتقام آنچنان در رگ‌های صهیب به غلیان آمده بود که بدون تجهیزات پیشرفته رزمی به مقابله با تانک‌ها و قوای نظامی اشغالگران اسرائیلی می‌رفت و تصاویری که از او باقی مانده، گویای این رشادت‌هاست. تصاویری حماسی و اساطیری که گروه حماس به‌تازگی در قالب ویدئویی از سری ویدئوهای «قمرهای طوفان» و با عنوان «مجاهدی که پایه‌های اشغال را لرزاند» منتشر کرده است. این ویدئو صهیب را به همراه چند مبارز دیگر فلسطینی در کمین یک تانک اسرائیلی در حال پیشروی نشان می‌دهد که در میان آتش سنگین، یک موشک ضدتانک یاسین-۱۰۵ را به سمت آن شلیک می‌کند. احمد حمدان؛ فعال شبکه‌های اجتماعی پس از تماشای ویدئوی منتشرشده از صهیب اینطور نوشته است: «لباد با سینه برهنه و سلاح سبک خود، در مقابل یک خودروی زرهی سنگین ظاهر شده است. گویی اسامه بن زید ـ فرمانده جوان سپاه پیامبر(ص) در مقابل رومیان ـ که خداوند از او راضی باشد، را می‌بینم که در روز جنگ موته ارتش مسلمانان را رهبری می‌کند؛ قدم برمی‌دارد، شمشیرش را در دست دارد و ضربه‌ای می‌زند.» حمدان نوشته خود درباره صهیب را با این شعر به پایان می‌رساند: «دشمنان تصویر بچه‌شیری را می‌بینند و او را تحقیر می‌کنند، حال آنکه در لباس‌های او شیر قدرتمندی نهفته است.»

شیربچه یا اسامه‌ی فلسطینی‌ها مدتی پس از نبرد با اشغالگران صهیونی در گردان الزیتون ـ تیپ غزه، در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ در ۱۷ سالگی به شهادت رسید و به جمع شهدای مقاومت و خانواده شهیدش در آسمان پیوست.

شهید صهیب لباد؛ مبارز گروه حماس در غزه

انتهای پیام/

برچسب ها : ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.