افول آمریکا در سایه جنگ با ایران نمایان شد

مجله آتلانتیک اعلام کرد که جنگ ایران نشاندهنده ناتوانی آمریکا در حفظ برتری جهانیاش است. این جنگ به وضوح نشان داد که قدرتهای جدید در حال ظهور هستند و آمریکا دیگر نمیتواند به تنهایی بر صحنه جهانی تسلط داشته باشد. این تغییرات میتواند بر آینده روابط بینالملل تأثیرات عمیقی بگذارد.
بینالملل به گزارش باور خبر به نقل از آتلانتیک، مجله آمریکایی در تحلیلی بیان کرده است که جنگ چند ماه اخیر میان آمریکا و ایران، نقاط ضعف ساختاری قدرت نظامی و سیاسی واشنگتن را نمایان کرده و نشاندهنده نزدیک شدن به پایان دوره برتری بیچون و چرای آمریکا در جهان است که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. «فیلیپس پیسون اوبراین»، استاد مطالعات راهبردی دانشگاه سنتاندروز، در مقالهای با عنوان «عصر آمریکا به پایان رسیده است» اظهار داشته که علیرغم برخورداری آمریکا از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی، شبکه گستردهای از پایگاهها و ائتلافهای متعدد، قدرت نظامی این کشور در شش ماه گذشته نتوانسته است ایران را شکست دهد.
این تحلیلگر اشاره کرده است که جنگ با ایران نشان داده که حتی تسلیحات ارزانقیمت و تولید انبوه، در صورت دقت بالا، میتوانند شبکه نظامی آمریکا را با چالشهای جدی مواجه کنند. اوبرایِن معتقد است که آمریکا برای دههها به این باور بوده که در هر بحران نظامی میتواند منابع بیشتری نسبت به هر کشور دیگری در دسترس داشته باشد؛ از نیرو و مهمات گرفته تا توان مالی و پشتیبانی دیپلماتیک. به باور او، جنگ با ایران این تصور را زیر سؤال برده و میزان فرسایش قدرت آمریکا را نمایان کرده است.
آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه بر اساس این مقاله، حملات موشکی و پهپادی ایران در جریان جنگ، تعدادی از تأسیسات نظامی و دیپلماتیک آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. نویسنده به گزارشی از نیویورکتایمز اشاره کرده که در هفتههای ابتدایی جنگ، از اصابت حملات به ۱۷ پایگاه، تأسیسات پدافندی و مراکز دیپلماتیک آمریکا خبر داده بود. در میان این مراکز، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاههای علی السالم، عریفجان و بوریگ در کویت قرار دارند.
آتلانتیک مینویسد آسیب دیدن این مراکز، تأثیرات عملیاتی فوری برای ارتش آمریکا به همراه داشته است. به گفته این مقاله، از دست رفتن پایگاه بحرین که نیروی دریایی آمریکا برای دههها از آن برای پشتیبانی و تأمین مجدد کشتیهای خود استفاده میکرد، موجب شده است زنجیره پشتیبانی عملیات دریایی آمریکا تا جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند گسترش یابد؛ جزیرهای که بیش از ۳۲۰۰ کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد. به نوشته این مقاله، اختلال در شبکه تدارکاتی، هزینه عملیات را افزایش داده و فشار بیشتری بر نیروهای آمریکایی وارد کرده است. نویسنده همچنین فاش کرده که برخی پایگاههای آسیبدیده آمریکا همچنان از چرخه عملیاتی خارج هستند و هزینه بازسازی آنها ممکن است آنقدر بالا باشد که دولت آمریکا درباره بازسازی برخی از این مراکز تجدیدنظر کند.
کاهش ذخایر موشکی آمریکا یکی دیگر از محورهای اصلی مقاله، کاهش ذخایر مهمات آمریکا است. اوبراین نوشت که جنگ با ایران ذخایر برخی از پیشرفتهترین تسلیحات آمریکا را کاهش داده و تا پایان ماه آوریل، برخی مطالعات نسبت به کاهش شدید ذخایر مهمات سامانههای تاد، موشکهای رهگیر پاتریوت و موشکهای کروز تاماهاوک هشدار داده بودند. به نوشته آتلانتیک، مشکل آمریکا تنها کاهش ذخایر نیست، بلکه ساختار تولید تسلیحات این کشور نیز برای جنگی طولانیمدت با قدرتهای بزرگ طراحی نشده است. آمریکا طی سالهای اخیر بر تولید سامانههای بسیار پیشرفته اما گرانقیمت و محدود تمرکز کرده، در حالی که جنگهای جدید اهمیت تسلیحات ارزان، دقیق و تولید انبوه، بهویژه پهپادها، را افزایش داده است.
این تحلیلگر مینویسد آمریکا برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود به چند سال زمان نیاز خواهد داشت و حتی سطح ذخایری که پیش از آغاز جنگ وجود داشت نیز برای حفظ نقش جهانی واشنگتن کافی نبوده است.
چین از خلأ قدرت آمریکا بهره میبرد آتلانتیک همچنین کاهش ظرفیت صنعتی آمریکا را یکی از عوامل تضعیف قدرت این کشور دانسته است. در این مقاله آمده است که آمریکا در دوران جنگ جهانی دوم توانست بخش بزرگی از ظرفیت صنعتی غیرنظامی خود را برای تولید تجهیزات نظامی بسیج کند، اما امروز چنین ظرفیتی در اختیار واشنگتن نیست. بر اساس این مقاله، چین حدود نیمی از کشتیهای جهان را تولید میکند و بخش بزرگی از تولید پهپادهای جهان نیز در اختیار این کشور است. نویسنده معتقد است ارتش آمریکا که برای پیروزی در درگیریهای شدید اما کوتاهمدت سازماندهی شده است، از نظر تجهیزات، ذخایر مهمات و نیروهای آماده، برای یک جنگ طولانی با چین آمادگی کافی ندارد.
نویسنده در همین راستا به انتقال ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» از منطقه اقیانوس آرام به دریای عرب اشاره کرده و نوشته است که این اقدام نشان میدهد واشنگتن برای حفظ توان نظامی خود در جنگ با ایران ناچار شده است بخشی از منابع نظامی مورد نیاز برای بازدارندگی چین را از شرق آسیا خارج کند.
تضعیف ائتلافهای سنتی آمریکا در بخش دیگری از مقاله، سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال متحدان سنتی آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته است. اوبراین معتقد است آمریکا در گذشته از شبکهای از متحدان برای افزایش قدرت خود استفاده میکرد؛ کشورهایی که پایگاه در اختیار واشنگتن قرار میدادند، اطلاعات به اشتراک میگذاشتند و در عملیات نظامی مشارکت میکردند. اما به نوشته او، دولت ترامپ اکنون بسیاری از این متحدان را بهعنوان کشورهایی میبیند که از آمریکا بیش از اندازه بهره میبرند. این مقاله به روابط واشنگتن با کره جنوبی، اروپا و کانادا اشاره کرده و نوشت که کاهش تعهدات امنیتی آمریکا موجب شده است برخی متحدان سنتی واشنگتن به دنبال افزایش توان دفاعی مستقل خود باشند.
به نوشته آتلانتیک، کاهش حضور نظامی آمریکا باعث شده است کشورهای اروپایی درباره افزایش مسئولیت خود در تأمین امنیت این قاره بحث کنند. مقاله همچنین به احتمال افزایش همکاریهای دفاعی میان کشورهای اروپایی و تقویت توان بازدارندگی مستقل آنها اشاره کرده است.
تغییر رفتار کشورهای منطقه این تحلیلگر همچنین معتقد است تغییر موازنه قدرت، کشورهای مختلف را به بازنگری در روابط امنیتی خود با آمریکا سوق داده است. آتلانتیک به توافق دفاعی اخیر میان پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی اشاره کرده و آن را نشانهای از تلاش برخی شرکای سنتی آمریکا برای ایجاد ترتیبات امنیتی مستقلتر دانسته است. در منطقه خلیج فارس نیز، به نوشته این مقاله، عمان در حال نزدیکتر کردن روابط خود با ایران است و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس نیز در حال بررسی روابط خود با تهران هستند. نویسنده همچنین معتقد است عربستان سعودی، که برای دههها امنیت خود را تا حد زیادی بر خرید گسترده تسلیحات آمریکایی و حضور نیروهای آمریکا بنا کرده بود، اکنون ناچار است در محاسبات امنیتی خود تجدیدنظر کند.
«عصر آمریکا» و آینده نظم جهانی آتلانتیک در پایان مقاله تأکید میکند که کاهش قدرت آمریکا الزاماً به معنای جایگزین شدن فوری چین بهعنوان قدرت مسلط جهان نیست. به نوشته اوبرایِن، چین نیز با مشکلات داخلی خود مواجه است و کشورهایی مانند هند در حال افزایش قدرت و نقش خود هستند. این مقاله احتمال شکلگیری جهانی چندقطبیتر و رقابتیتر را مطرح کرده است؛ جهانی که در آن کشورهای مختلف مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود برعهده میگیرند و وابستگی آنها به آمریکا کاهش مییابد. اوبراین با اشاره به تجربه تاریخی قدرتهای بزرگ نوشته است که هیچ قدرت مسلطی برای همیشه در رأس نظام بینالملل باقی نمانده است. از نگاه او، رشد اقتصادی شرق آسیا، گسترش توان تولید انبوه تسلیحات ارزان و دقیق و کاهش اعتماد برخی کشورها به تعهدات امنیتی آمریکا، همگی عواملی هستند که در حال تغییر موازنه جهانی قدرت هستند. نویسنده در نهایت نتیجه گرفته است که جنگ ایران، روندی را که پیشتر آغاز شده بود، آشکارتر کرده است.
انتهای پیام
برچسب ها :افول قدرت ، تحلیل نظامی ، جنگ ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰