تاریخ انتشار : سه شنبه 24 شهریور 1405 - 9:50
کد خبر : 48641
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای چراغ سبز به بنزمایباخ در میانه جنگ ارزی؛ مردم هزینه‌های ریخت و پاش ارزی را می‌پردازند بسته هستند

چراغ سبز به بنزمایباخ در میانه جنگ ارزی؛ مردم هزینه‌های ریخت و پاش ارزی را می‌پردازند

چراغ سبز به بنزمایباخ در میانه جنگ ارزی؛ مردم هزینه‌های ریخت و پاش ارزی را می‌پردازند

پس از ورود لکسوس و لندکروز به بازار، حالا نوبت به بنز مایباخ رسیده است. این تغییرات در بازار خودرو، به معنای افزایش فشار ارزی و تاثیر مستقیم آن بر زندگی مردم است. با ورود این خودروهای لوکس، نگرانی‌ها درباره تأثیرات اقتصادی بیشتر می‌شود.

اقتصادی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، پس از بروز انتقادات گسترده نسبت به مجوز واردات خودروهای لکسوس و لندکروز، خبر رسمی از اضافه شدن مرسدس بنز G.MAYBACH به این فهرست منتشر شده است؛ تصمیمی که می‌تواند تقاضای ارز و شائبه رانت را افزایش دهد.

ماجرا از چند روز پیش جدی‌تر شد؛ زمانی که خبر صدور مجوز واردات برخی مدل‌های فوق‌لوکس مانند لکسوس و لندکروزر در قالب سازوکار «واردات توسط ایرانیان مقیم خارج» منتشر گردید و واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت. در شرایطی که کشور تحت فشار جنگ اقتصادی و محدودیت‌های ارزی قرار دارد، باز کردن مسیر رسمی برای ورود خودروهای چندصد هزار دلاری—حتی اگر در متن بخشنامه‌ها «بدون انتقال ارز» قید شده باشد—عملاً به معنای ایجاد یک تقاضای جدید در بازار ارز و ساختن یک مسیر رانتی برای گروهی خاص است.

این ماجرا امروز به مرحله جدیدی وارد شد؛ طبق ابلاغیه‌ای که به گمرکات اجرایی کشور ارسال شده، نام برند لوکس دیگری نیز به فهرست خودروهای سواری مجاز با خدمات پس از فروش اضافه شده است؛ مرسدس بنز با برند G.MAYBACH. در متن این ابلاغیه تأکید شده که پس از بررسی امکان ارائه خدمات پس از فروش در داخل کشور، واردات و ترخیص این خودرو برای ایرانیان مقیم خارج تأیید شده و این موضوع بر اساس مکاتبات وزارت صمت و پاسخ دفتر مربوطه این وزارتخانه اعلام گردیده است.

برای مخاطبی که در جریان جزئیات نیست، باید به وضوح توضیح داد که داستان دقیقاً چیست. دولت در ماه‌های اخیر مسیری را تعریف کرده که بر اساس آن «ایرانیان مقیم خارج» می‌توانند خودرو وارد کنند؛ ادبیات رایج این مسیر معمولاً با عباراتی نظیر «بدون انتقال ارز»، «از محل ارز خود» یا حتی «ارز دیگران» همراه است. منظور از «بدون انتقال ارز» این نیست که خودرو بدون دلار خریداری می‌شود؛ بلکه به این معناست که بانک مرکزی قرار نیست از ذخایر یا کانال‌های رسمی خود دلار تأمین کند. اما خودرو در بازار جهانی با ارز خارجی معامله می‌شود و بنابراین سؤال کلیدی باقی می‌ماند؛ این ارز از کجا تأمین می‌شود و چه تأثیری بر اقتصاد داخلی خواهد گذاشت؟

در اینجا نقطه‌ای وجود دارد که بخشنامه‌های شیک و مرتب روی کاغذ، با واقعیت بازار به شدت اصطکاک پیدا می‌کند. اگر واقعاً یک ایرانی مقیم خارج، از منابع ارزی پیش‌تر موجود خود در خارج از کشور خرید کند، پولی از داخل نگیرد و هیچ ریالی در داخل به ارز تبدیل نشود، می‌توان گفت فشار مستقیم به بازار ارز داخل وارد نشده است. اما مسئله این است که سازوکار اجرایی و تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد در غیاب شفافیت و نظارت سخت‌گیرانه، این مسیر به راحتی می‌تواند به یک «پل انتقال تقاضای داخلی به بازار ارز» تبدیل شود؛ یعنی سرمایه‌دار داخلی ریال می‌دهد، صراف یا شبکه حواله از کف بازار ارز جمع‌آوری می‌کند، معادل آن را در خارج از کشور قرار می‌دهد و خودرو به نام فرد دارای اقامت وارد می‌شود. روی کاغذ واردکننده «ایرانی خارج از کشور» است، اما در عمل موتور محرک تقاضا می‌تواند ریال داخلی و عطش تبدیل آن به دلار باشد.

مشکل دوم به ذات «اقتصاد مجوز» برمی‌گردد. وقتی واردات یک کالای گران‌قیمت از مسیر عمومی ممنوع یا محدود است و از یک مسیر خاص ناگهان مجاز می‌شود، خود مجوز ارزش پیدا می‌کند. به بیان ساده، ارزش افزوده‌ای که در این فرآیند شکل می‌گیرد الزاماً از رقابت، بهره‌وری یا خدمات بهتر نمی‌آید؛ بلکه از کمیابی مصنوعی و امتیاز اداری ناشی می‌شود. در چنین مدلی، حتی اگر تعداد خودروها زیاد نباشد، حاشیه سود می‌تواند آنقدر وسوسه‌انگیز باشد که یک حلقه واسطه‌ای شکل بگیرد؛ حلقه‌ای که سود را خصوصی می‌کند و هزینه را عمومی.

در اقتصادی مانند ایران که نرخ ارز یک متغیر صرفاً مالی نیست و نقش لنگر انتظارات تورمی را ایفا می‌کند، حتی خبر باز شدن مسیر واردات لوکس‌ها هم می‌تواند به بازار پیام بدهد. بازار ارز فقط با حجم معاملات امروز بالا و پایین نمی‌شود؛ بلکه با انتظارات و سیگنال‌ها نیز حرکت می‌کند. وقتی مردم می‌بینند تولیدکننده برای چند هزار دلار مواد اولیه گرفتار صف و بخشنامه است، اما برای ورود خودروهای فوق‌لوکس راه باز می‌شود، نتیجه طبیعی آن افزایش حس نااطمینانی، تشدید بی‌اعتمادی و تقویت میل به تبدیل ریال به دارایی‌های امن‌تر است. به زبان دقیق‌تر، این سیاست می‌تواند به جای آرام‌سازی، «انتظارات تورمی» را تحریک کند.

از منظر فنی، حتی اگر دولت بگوید «ارزی از منابع رسمی نداده‌ایم»، باز هم مسئله حل نمی‌شود؛ زیرا بازار آزاد هم بخشی از اقتصاد است. اگر تقاضای ارز از همان بازار آزاد تأمین شود، اثرش مستقیم بر نرخ ارز خواهد گذاشت و با فاصله‌ای کوتاه در قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه تولید، دارو، تجهیزات، و در نهایت در تورم عمومی خود را نشان خواهد داد. یعنی ممکن است یک تصمیم محدود در ظاهر، اثر گسترده‌ای در عمل داشته باشد؛ زیرا کانال انتقال آن، نرخ ارز و انتظارات است.

اما سؤال بزرگ‌تر این است؛ اولویت کشور در این مقطع چیست؟ وقتی دولت از مردم می‌خواهد فشار جنگ اقتصادی را تحمل کنند، از صنایع می‌خواهد با کمبود ارز بسازند و از جامعه می‌خواهد صرفه‌جویی کند، باز کردن مسیر ورود جی‌مایباخ چه پیامی دارد جز اینکه محدودیت‌ها برای همه یکسان نیست؟ هیچ‌کس منکر ضرورت ساماندهی واردات یا تعیین چارچوب‌های خدمات پس از فروش نیست؛ مسئله این است که در تنگنای ارزی، تصمیم‌گیری باید بر اساس اولویت‌های معیشتی و تولیدی تنظیم شود، نه بر اساس باز کردن یک ویترین لوکس که مصرف‌کننده‌اش اقلیت بسیار کوچکی است.

اگر دولت واقعاً معتقد است این واردات هیچ فشاری به ارز کشور نمی‌آورد و صرفاً «سرمایه خارجی» را به داخل می‌کشد، باید شفافیت را از شعار به عمل تبدیل کند. منشأ ارز هر پرونده باید قابل راستی‌آزمایی باشد؛ مشخص باشد ارز پیش از صدور مجوز در خارج وجود داشته، مسیر انتقالش چیست و آیا در داخل کشور معادل ریالی پرداخت شده یا نه. باید روشن شود واردکننده واقعی کیست و ذی‌نفع نهایی چه کسی است. تا وقتی اطلاعات در تاریکی بماند، طبیعی است که افکار عمومی این سیاست را نه «واردات شخصی»، بلکه «کانال رسمی رانت» تعبیر کند.

در نهایت، دولت باید بین دو گزاره یکی را انتخاب کند؛ یا کشور در شرایط جنگ اقتصادی و مضیقه ارزی است، که در این صورت واردات خودروهای فوق‌لوکس باید آخرین اولویت باشد و مسیرهای ویژه باید بسته شود؛ یا کشور مضیقه ندارد، که در آن صورت باید توضیح دهد چرا دارو، مواد اولیه و تولید همچنان در صف تأمین ارز مانده‌اند. ادامه این دوگانگی، هم به اقتصاد ضربه می‌زند و هم به سرمایه اجتماعی. دولت و وزارت صمت باید جلوی این ریخت‌وپاش را بگیرند، فهرست مجوزها و پرونده‌های واردات لوکس را شفاف منتشر کنند، سازوکار «ارز دیگران» را که عملاً امکان تبدیل ریال داخلی به تقاضای ارزی را قانونی‌نما می‌کند، ببندند و اگر قرار است واردات شخصی تعریف شود، آن را با ممنوعیت واگذاری امتیاز، محدودیت انتقال مالکیت برای مدت معنادار، و نظارت سخت بر منشأ ارز همراه کنند. در غیر این صورت، نتیجه چیزی جز خصوصی‌سازی سود و عمومی‌سازی هزینه نخواهد بود؛ هزینه‌ای که در نهایت بر روی سفره مردم خواهد نشست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.