تاریخ انتشار : چهارشنبه 4 شهریور 1405 - 9:34
کد خبر : 42213
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای حسین علیزاده؛ بزرگ‌ترین موسیقی‌دان ایران و داستان شوالیه نشدنش بسته هستند

حسین علیزاده؛ بزرگ‌ترین موسیقی‌دان ایران و داستان شوالیه نشدنش

حسین علیزاده؛ بزرگ‌ترین موسیقی‌دان ایران و داستان شوالیه نشدنش

حسین علیزاده یکی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار تاریخ موسیقی ایران است. او با آثارش نقش بسزایی در شکل‌گیری و توسعه موسیقی ایرانی ایفا کرده و نامش در کنار بزرگترین هنرمندان این عرصه قرار دارد.

فرهنگی به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که مهم‌ترین و تأثیرگذارترین موسیقی‌دان تاریخ ایران چه کسی است؟ پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است؛ اما بدون شک یکی از نامزدهای اصلی برای این عنوان، حسین علیزاده است. علیزاده با بیش از نیم قرن فعالیت مؤثر در عرصه موسیقی ایران، در نوآوری پیشگام بوده و موسیقی ایران را مدیون ابداعات خود کرده است. حتی در دو دهه اخیر که نسل جوان‌تر در عرصه نوآوری فعال شده‌اند، تأثیرات علیزاده به وضوح قابل مشاهده است.

حسین علیزاده را نمی‌توان تنها با تار و سه‌تار، آهنگسازی یا موسیقی فیلم شناخت. اهمیت او در موسیقی ایران به این دلیل است که توانسته است پلی پایدار میان سنت و تجربه، ردیف دستگاهی و زبان‌های نوین موسیقایی، و همچنین میان موسیقی ایرانی و مخاطب امروزی ایجاد کند. او از یک سو از دل سنت موسیقی ایرانی برآمده و ردیف را نزد استادانی چون هوشنگ ظریف، علی‌اکبر شهنازی و دیگران آموخته است و از سوی دیگر، تحصیلات خود را در رشته موسیقی در دانشگاه تهران ادامه داده و در دانشگاه برلین نیز آهنگسازی و موسیقی‌شناسی را فراگرفته است. این شناخت عمیق از سنت، یکی از دلایل اصلی نوآوری‌های علیزاده به شمار می‌رود. او هرگز نخواست برای نوآوری، گذشته را کنار بگذارد و برعکس، بخش مهمی از تجربه‌گرایی‌اش از دل همان موسیقی دستگاهی و ردیف شکل گرفت؛ نکته‌ای که بارها در سخنانش بر آن تأکید کرده و به هنرمندان جوان یادآوری کرده است که باید بر ردیف موسیقی دستگاهی ایران تسلط یابند، زیرا راه‌های نو از شناخت همین اصالت‌ها پدید می‌آید.

به همین دلیل، علیزاده یکی از مهم‌ترین موزیسین‌های تاریخ موسیقی ایران به شمار می‌رود؛ هنرمندی که نه تنها آثار متعددی خلق کرده، بلکه در تغییر نگرش به ساز، آهنگسازی، موسیقی بی‌کلام، موسیقی فیلم و حتی شیوه آموزش موسیقی ایرانی نیز تأثیرگذار بوده است. علیزاده به سرعت متوجه شد که قرار نیست تکرارکننده کسی باشد. او سال‌ها آموخت و در برابر بزرگان موسیقی زانو زد، اما در نهایت مسیر خود را پیدا کرد. صدای ساز او به گونه‌ای است که کافی است در بسیاری از اجراها صدای تار یا سه‌تار او را بشنویم تا پیش از دانستن نام نوازنده، حدس بزنیم که با ساز حسین علیزاده مواجه هستیم. رسیدن به چنین جایگاهی در نوازندگی، نتیجه یک عمر تجربه است؛ تجربه‌ای که در مورد علیزاده به زودی به یک زبان شخصی تبدیل شد. او در آهنگسازی نیز همین مسیر را دنبال کرد و موسیقی ملل دیگر را مطالعه کرد، از دانش موسیقی جهانی بهره گرفت و تلاش کرد امکانات تازه‌ای را در موسیقی ایرانی تجربه کند. در موسیقی سنتی ایران که بخش عمده‌ای از ساختار آن بر تک‌صدایی استوار است، علیزاده به دنبال تجربه‌هایی رفت که بتواند موسیقی چندصدایی را نیز به گوش مخاطب ایرانی برساند. همین نگاه، آثار او را از بسیاری از نمونه‌های مشابه متمایز کرد. علیزاده نه می‌خواست از سنت فاصله بگیرد و نه قصد داشت در آن متوقف بماند.

وقتی به کارنامه علیزاده نگاه می‌کنیم، با مجموعه‌ای از تجربه‌های متفاوت مواجه می‌شویم؛ از «ترکمن» و «شورانگیز» گرفته تا «نی‌نوا»، «راز و نیاز»، «دلشدگان»، «راز نو» و آثار متعدد دیگر. «ترکمن» از جمله آثاری است که نشان می‌دهد علیزاده چگونه از امکانات ساز ایرانی برای رسیدن به بیانی متفاوت استفاده کرده است. او حتی به تجربه‌های تازه در سازسازی نیز توجه نشان داد و در شکل‌گیری سازهایی با امکانات صوتی متفاوت نقش داشت. «نی‌نوا» نیز از آثار مهم کارنامه اوست؛ اثری که جایگاه ویژه‌ای در موسیقی معاصر ایران پیدا کرده و همچنان یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار علیزاده به شمار می‌رود. در کنار این آثار، «شورانگیز» نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ اثری که علیزاده در آن با ارشد تهماسبی دونوازی تار را تجربه کرد و در ادامه با آواز شهرام ناظری به یکی از آثار ماندگار موسیقی ایرانی تبدیل شد. شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های علیزاده همین جسارت در تجربه‌کردن باشد؛ او بارها سراغ فرم‌هایی رفته که پیش از آن کمتر تجربه شده بودند و تلاش کرده امکانات تازه‌ای را از دل سازها و ساختار موسیقی ایرانی بیرون بکشد.

بخش بزرگی از کارنامه حسین علیزاده به موسیقی بی‌کلام اختصاص دارد. او در دوره‌ای که موسیقی ایرانی بیش از هر چیز با خواننده و کلام شناخته می‌شد، توجه ویژه‌ای به خودِ موسیقی و ظرفیت سازها نشان داد. موسیقی بی‌کلام در موسیقی ایرانی جایگاه چندان پررنگی در میان مخاطبان عمومی نداشت؛ اما علیزاده بخشی از مسیر خود را به این حوزه اختصاص داد و نشان داد که ساز نیز می‌تواند بدون تکیه بر کلام، روایت کند، احساس بسازد و مخاطب را با خود همراه کند. «ترکمن»، «تک‌نوازی‌های تار و سه‌تار»، «شورانگیز» و مجموعه‌ای از آثار دونوازی و گروه‌نوازی او را می‌توان در همین مسیر دید. امروز موسیقی بی‌کلام مخاطبان گسترده‌ای دارد و در طول سال، کنسرت‌های متعددی با محوریت موسیقی بی‌کلام در تهران و شهرستان‌ها برگزار می‌شود. نمی‌توان همه این تغییر را به یک نفر نسبت داد، اما بی‌تردید علیزاده از چهره‌هایی است که در شکل‌گیری این مسیر نقش مهمی داشته است.

این البته به معنای فاصله گرفتن علیزاده از آواز نیست. هرگاه او با خوانندگان بزرگ موسیقی ایران همکاری کرده، حاصل کار در بسیاری موارد به بخشی از حافظه موسیقایی ایرانیان تبدیل شده است. همکاری با شهرام ناظری، محمدرضا شجریان و دیگر خوانندگان، بخش مهمی از کارنامه او را شکل داده است. «فریاد» و «بی‌تو به سر نمی‌شود» با آواز محمدرضا شجریان از جمله آثاری هستند که برای علیزاده نامزدی جایزه گرمی را به همراه داشتند. «به تماشای آب‌های سپید» نیز حاصل همکاری او با زنده‌یاد ژیوان گاسپاریان بود و سومین نامزدی گرمی را برای او رقم زد. بر اساس اطلاعات رسمی جایزه گرمی، حسین علیزاده تاکنون سه بار نامزد این جایزه در بخش موسیقی سنتی جهان شده است: برای «بی‌تو به سر نمی‌شود» در سال ۲۰۰۴، «فریاد» در سال ۲۰۰۶ و «Endless Vision» یا «به تماشای آب‌های سپید» در سال ۲۰۰۷.

اما علیزاده فقط متعلق به سالن‌های کنسرت نیست. بخش مهم دیگری از کارنامه او به سینما مربوط می‌شود؛ جایی که موسیقی‌اش توانست به بخشی از روایت فیلم تبدیل شود. «دلشدگان»، «گبه»، «زشت و زیبا»، «آواز گنجشک‌ها»، «ملکه» و آثار متعدد دیگر، بخشی از کارنامه سینمایی او هستند. او چهار بار برای موسیقی متن فیلم، سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرده است؛ برای «گبه»، «زشت و زیبا»، «آواز گنجشک‌ها» و «ملکه». همین کارنامه نشان می‌دهد که موسیقی فیلم برای او صرفاً فعالیتی جانبی نبوده، بلکه یکی از مسیرهای مهم تجربه و آفرینش موسیقایی‌اش بوده است. در واقع، علیزاده در سینما نیز همان کاری را انجام داد که در موسیقی می‌کرد: استفاده از زبان خودش برای ساختن فضایی تازه.

شاید هیچ‌چیز به اندازه انتشار مجموعه «دستگاه‌های موسیقی ایران» نشان ندهد که علیزاده با وجود تمام تجربه‌های نوگرایانه‌اش، همچنان دغدغه ریشه‌های موسیقی ایرانی را دارد. دو سال پیش و در روزهای پایانی تابستان، پس از چند سال سکوت، علیزاده با انتشار این مجموعه بار دیگر در صدر اخبار موسیقی کشور قرار گرفت. مراسم رونمایی از این اثر شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. «دستگاه‌های موسیقی ایران» حاصل سال‌ها کار و پژوهش علیزاده است؛ مجموعه‌ای که شامل ۱۳ دستگاه و آواز موسیقی ایرانی است و در قالب ۱۷ لوح فشرده و ۱۳ کتاب نت ارائه شده است. این پروژه از ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۹ و در بحبوحه شیوع کرونا آغاز شد و در اجرای دستگاه‌ها و آوازهای مختلف آن ۴۳ نوازنده و خواننده حضور داشتند. این مجموعه در واقع نتیجه سال‌ها مواجهه علیزاده با موسیقی دستگاهی ایران است؛ تلاشی برای ثبت، آموزش و ارائه جزئیات این موسیقی با زبان و نگاه خود او. در این پروژه، علیزاده بر اساس تمام گوشه‌های موسیقی دستگاهی ایران، ۳۰۲ قطعه آهنگسازی کرده است؛ قطعاتی که طی ۴۵ ماه و با حضور ۴۳ نوازنده و خواننده اجرا شده‌اند. به این ترتیب، علیزاده در یکی از مهم‌ترین پروژه‌های سال‌های اخیر خود، دوباره به همان جایی بازمی‌گردد که مسیر هنری‌اش از آنجا آغاز شده بود: ردیف و دستگاه. اما این بازگشت، عقب‌گرد نیست؛ بلکه شاید بتوان آن را نوعی بازخوانی ریشه‌ها از نگاه هنرمندی دانست که دهه‌ها تجربه و نوآوری را پشت سر گذاشته است.

شاید یکی از مهم‌ترین جنبه‌های شخصیت هنری علیزاده را بتوان در ماجرای نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه دید. در سال ۱۳۹۳ قرار بود این نشان به او اهدا شود، اما علیزاده آن را نپذیرفت. او در نامه‌ای خطاب به سفارت فرانسه، ضمن تشکر از مسئولان این کشور، اعلام کرد که خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی می‌داند. او نوشت: «من ضمن قدردانی از مسئولان کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود.» و در ادامه تأکید کرد: «خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی دانسته، همچنان اندر خم کوی دوست و به شوق عشق تا آخر عمر خواهم ایستاد.» این نامه فقط یک پاسخ به یک نشان بین‌المللی نبود. علیزاده در ادامه آن، نقدهایی جدی درباره وضعیت هنر و موسیقی در ایران مطرح کرد و نوشت: «شاید اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی همان‌طور که نزد مردم است، نزد مسئولان ـ که باید خدمت‌گزاران تاریخ و فرهنگ و هنر باشند ـ می‌بود، یک هدیه و عنوان غیرخودی این همه انعکاس نداشت. وقتی در فضای هنری نور کافی نباشد، چراغی کوچک خورشید می‌شود.» فارغ از اینکه با همه دیدگاه‌های او موافق باشیم یا نه، این موضع نشان می‌دهد که علیزاده جایگاه هنری خود را صرفاً در دریافت عنوان‌ها و نشان‌ها تعریف نمی‌کند. برای علیزاده مرغ همسایه غاز نیست. علیزاده با این رفتار به همه‌ی ما درسِ عزت نفس داد.

تأثیر حسین علیزاده بر موسیقی ایران را نمی‌توان فقط با تعداد آلبوم‌ها، کنسرت‌ها یا جوایز اندازه گرفت. بخش مهمی از این تأثیر در نسلی از نوازندگان و آهنگسازانی دیده می‌شود که با آثار، شیوه نوازندگی، نگاه آهنگسازی و اندیشه او مواجه شده‌اند. او در کنار فعالیت حرفه‌ای، سال‌ها به آموزش موسیقی نیز پرداخته و در دانشگاه تهران و هنرستان موسیقی تدریس کرده است. همچنین در شکل‌گیری و فعالیت گروه‌هایی مانند عارف و شیدا نقش داشته و در سال ۱۹۸۹ گروه هم‌آوایان را با رویکردی تازه به آواز جمعی ایرانی بنیان گذاشته است. این بخش از کارنامه او شاید کمتر از آثار مشهورش دیده شده باشد، اما برای فهم تأثیرگذاری‌اش اهمیت زیادی دارد. هنرمند زمانی به یک چهره تاریخی تبدیل می‌شود که اثرش از خود او عبور کند و به نسل‌های بعد برسد. حسین علیزاده بیش از پنج دهه است که در موسیقی ایران حضور دارد؛ اما شاید عجیب‌ترین ویژگی کارنامه او این باشد که هنوز نمی‌توان پرونده‌اش را بسته دانست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.