تاریخ انتشار : دوشنبه 4 خرداد 1405 - 10:32
کد خبر : 37918
چاپ خبر
دیدگاهها برای ویگل؛ شهری خوابیده در آرامش کویر بسته هستند
ویگل؛ شهری خوابیده در آرامش کویر

ویگل؛ شهری که در سکوت کویر خوابیده است
مهدی صدیقیان بیدگلی
سفر ما از یک صبح زود در کاشان آغاز شد؛ شهری که بوی گلاب و دیوارهای خشتیاش هنوز نفس تاریخ را در خود دارند. در کوچههای باریک خانههای طباطبایی و بروجردی قدم میزدیم و از پنجرههای رنگی نور به صورتمان میافتاد. اما مقصد واقعی ما جایی فراتر از زیبایی ظاهری بود؛ شهری که سالهاست زیر خاک مدفون است و تنها از خلال نامش، میشود گذر تمدنهای کهن را حس کرد: ویگل. راه آران و بیدگل از میان کویر میگذرد. جاده، آرام و خاموش، به سمت شرق امتداد دارد؛ جایی که زمین خودش را به شن و باد میسپارد. بوی گز و خاک داغ، با نسیمی ملایم همراه است. آران و بیدگل فقط یک شهر خشک کویری نیست؛ دیواری میان تاریخ و زیست امروز است. وقتی از میان محلههای خلوت آن میگذری، تصورش سخت است که در همین حوالی، در دل زمین، شهرهایی خوابیدهاند که روزی زنده و آباد بودهاند؛ ویگل و هراسگان، دو شهر تاریخی که به فاصلهی کمتر از یک کیلومتر از یکدیگر، دو قلب تپندهی تمدن باستانی آران و بیدگل بودهاند. مسیر ویگل از شرق بیدگل میگذرد. زمین نرم و روشن است، پر از بوتههای گز. هیچ تابلو، هیچ نشانهای نیست، اما هرچه پیشتر میروی، خطوط زمین تغییر میکند. تپهماهورهایی بلند و کوتاه دیده میشود؛ گویی خاک، چیزی را پنهان کرده و نمیخواهد لو بدهد. همینجا جایی است که باستانشناسان دانشگاه تهران، به سرپرستی دکتر محسن جاوری و با همکاری سازمان میراث فرهنگی اصفهان، از سال ۱۳۸۵ شانه به شانهی خاک زدهاند تا تاریخ را بیرون بکشند. دکتر حسن کریمیان، رئیس مؤسسه باستانشناسی، در گزارشی گفته بود: «ویگل، یکی از معدود شهرهای دوکانونی در تاریخ شهرسازی ایران است؛ شهری که نخستین قلعهاش از دوره اشکانی تا اوایل اسلام پابرجا مانده و قلعه دوم در دوره ساسانیان بنا شده است.» اینجا را که نگاه میکنی، نشانهی هر دو را میشود حس کرد؛ دو تپه بزرگ با فاصلهای تقریباً ششصد متری که روزگاری دو مرکز قدرت بودهاند و بینشان، خانهها، بازار، کارگران و کاروانهایی گذر میکردهاند. همین فضاست که شهر دوقطبی ویگل را ساخته بود. در مرکز محوطه تاریخی، آوار و خاک نیمهفرورفتهای هست که با دقت و آرامش باید به آن نزدیک شد. اینجا همان آتشکدهی ویگل است؛ قلب زندهی شهر در روزگار ساسانی. بنایی با نقشهای چلیپایی ـ چهارطاقی با چهار ورودی ـ که دیوارهایش روزگاری با رنگ قرمز اخرایی تزیین شده بوده. کف آن گچکاری شده و ردّ چند بار مرمت و بازسازی را میتوان در گرمای خاک دید. اما مهمترین و عجیبترین بخشش، آتشدان بزرگ در مرکز است؛ بنایی سنگی و گچی که پایهاش مانند یک نخل وارونه ساخته شده، با سیوهشت پره محکم و مغزی از قلوهسنگ و ساروج. چنین ساختاری در ایران بسیار نادر است. در پژوهشها آمده که این آتشکده مدتها استفاده میشده و بعدها، در آغاز دوران اسلامی، آتش خاموش شده و بنا تغییر کاربری یافته است. شاید هم همان زمان بود که شهر کمکم شروع کرد خاموش شدن. وقتی نزدیک آن ویرانه ایستادم، حس کردم صداهایی از میان خاک بلند میشود. شاید صدای مردی که آتش را روشن میکند، زنی که با کوزهای آب برمیگردد، یا کودکی که از میانهی بازار میدود. همه رفتهاند، اما روحشان، در گرمای بیپایان این خاک هنوز جریان دارد. باستانشناسان در پیمایشهایی که در محدودهی ۵۰ تا ۱۲۰ هکتار انجام دادهاند، سفالینهها و مواد فرهنگی متعددی یافتهاند: پارهسفالهایی از دوره اشکانی تا سلجوقی، با طرحها و لعابهایی که رنگشان هنوز در آفتاب برق میزند. این یافتهها نشان میدهد که حیات در ویگل از دوره پیش از میلاد تا حدود قرن چهارم هجری قمری ادامه داشته است. اما آنچه عجیب است، غیبت نشانههای جنگ و سوزاندگی است. هیچ اثر گستردهای از ویرانی وجود ندارد. این یعنی مردم ویگل شهر را آگاهانه و تدریجی ترک کردهاند. شاید کمبود آب، خشک شدن قناتها و تغییر اقلیم نقش داشته است. در منابع تاریخی هم آمده که اهالی شیعهمذهب این منطقه در دوران ملکشاه سلجوقی هدف حمله قرار گرفتند، اما با توجه به نبود آثار خشونت، بهنظر میرسد آن، تنها بخشی از داستان بوده؛ شاید فرسایش زمین و پایان منابع، علت نهایی مرگ آرام ویگل بوده است.





برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰