نجمه مجیدی – خبرنگار باورخبر
در دل بوشهرِ آفتابزده، آنجا که بوی دریا با نغمهی نیانبان در هم میآمیزد، عمارت ملک چون نگینی سپید بر پهنهی ساحل میدرخشد. بنایی که گویی از دل رؤیای دریا برخاسته تا شکوه روزگاری را روایت کند که بوشهر دروازهی طلایی ایران به جهان بود. در روزگار قاجار، هنگامی که بادبانهای کشتیها در خلیج میرقصیدند و صدای دادوستد از بازارهای بندر به آسمان میرسید، محمدمهدی ملکالتجار، مردی از تبار دریا و تجارت، این عمارت باشکوه را بنا نهاد. خواست تا خانهاش نه تنها مأمن خانواده، که نشانی از شکوه و ذوق مردمان جنوب باشد. عمارت ملک، با دیوارهای سپیدش، پنجرههای چوبی رنگارنگ، و بادگیرهایی که با نغمهی نسیم ساز مینوازند، روایتی است از تلفیق شرق و غرب؛ جایی که معماری اروپایی در آغوش گرمای جنوب آرام گرفته است. هر گوشهاش، از طاقهای ظریف تا ستونهای استوار، قصهای از عشق به زیبایی و زندگی دارد. در حیاطش هنوز میتوان انعکاس ماه را در آب حوضی دید که زمانی روشنیِ شبهای بندر را در خود میبلعید. و امروز، هر که پا در این عمارت میگذارد، بوی تاریخ را در هوای مرطوبش حس میکند؛ بویی از چوب، گچ، و دریا. گویی دیوارها هنوز زمزمهی روزهایی را در گوش باد میخوانند که در این خانه، صدای گفتوگوهای بازرگانان و خندهی مهمانانِ بندر پیچیده بود. عمارت ملک تنها یک بنا نیست؛ یادگارِ روح بوشهر است — شهری که هنوز هم میان موج و آفتاب، میان تاریخ و زندگی، در تپش است.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰