ترامپ چرا به دنبال قربانی میگردد؟

رئیسجمهور ایالات متحده در میانه بحرانهایی که خود ایجاد کرده، به فرافکنیهای عجیب و غریب روی آورده است. این وضعیت نشاندهندهی چالشهای جدی است که او با آنها مواجه است و تلاشهایش برای منحرف کردن توجه از مشکلات، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
به گزارش باور خبر به نقل از تسنیم، شواهد میدانی و تحرکات اخیر دونالد ترامپ، واقعیتی را برای دستگاه دیپلماسی واشنگتن روشن میسازد: رئیسجمهور ایالات متحده در محاصره بحرانهایی قرار دارد که خود او معمار اصلی آنها بوده و به فرافکنیهای جنونآمیز روی آورده است. حمله بیسابقه ترامپ به ولودیمیر زلنسکی و مقصر دانستن او در بحران سوخت و انرژی، فراتر از یک درگیری شخصی، نشاندهنده یک «استراتژی فرار» است؛ تلاشی برای پنهان کردن شکست سنگینی که واشنگتن در نبرد ارادهها با جمهوری اسلامی ایران متحمل شده است. واقعیت موجود در بازارهای انرژی آمریکا، نه ناشی از نبرد روسیه و اوکراین، بلکه بازتابی مستقیم از شکست راهبردی آمریکا در برابر اقتدار ایران است.
با این حال، ترامپ به جای مواجهه با این حقیقت تلخ، در حال مهندسی یک «روایت انحرافی» است. او در یک بازی نخنما، به دنبال جابهجایی جایگاه علت و معلول است؛ بهگونهای که پیامدهای ناشی از تصمیمات نادرست خود را بهعنوان علت بحران معرفی کند تا بدینوسیله، افکار عمومی داخلی را از پرسش اصلی منحرف سازد. این همان نقطهای است که «سیاستورزی» به «شعبدهبازی» بدل میشود تا شکستهای ساختاری، در لفافه اتهامزنی به دیگران پوشانده شوند.
نگاهی به روحیات ترامپ، ریشه این رفتارهای پارادوکسیکال را روشن میکند. «ترس از تحقیر» و فروپاشی تصویری که بر مبنای «اقتدار دروغین» از خود ساخته، ذهن او را به سمت واکنشهای تدافعی سوق داده است. او در محاصره نزدیکانی مانند پیت هگست و مارکو روبیو، عملاً در یک «اتاق پژواک» محبوس شده است؛ جایی که صدای واقعیتهای بیرونی به گوش نمیرسد و تنها بازتاب توهمات شخصی و مشاورههای همسو شنیده میشود.
در این فضای ایزوله، او دیگر نمیپرسد: «کدام تصمیم من به این فاجعه ختم شد؟»، بلکه دائماً تکرار میکند: «چه کسی را میتوانم قربانی کنم تا تقصیرها را به گردنش بیندازم؟» انتخاب زلنسکی به عنوان سیبل حملات ترامپ، بیدلیل نیست. در ادبیات سیاسی واشنگتن، هر مهرهای که تاریخ مصرفش تمام شود، «دیوار کوتاه» نامیده میشود. زلنسکی، که زمانی نقش برگ برنده آمریکا را ایفا میکرد، اکنون به «مهره سوختهای» بدل شده که نه تنها سودی برای کاخ سفید ندارد، بلکه هزینههای سیاسی سنگینی نیز بر دوش ترامپ گذاشته است.
قربانی کردن او، آخرین پرده از سناریوی استفاده ابزاری از متحدان است؛ سناریویی که نشان میدهد برای ترامپ، بقای شخصی و حفظ جایگاهش در انتخابات میاندورهای بر هر نوع تعهد راهبردی اولویت دارد. حمله مقام ارشد دولت ترامپ به رسانههای منتقد با این روایتسازیهای کاذب، نهتنها اعتماد عمومی را به دست نیاورده، بلکه شکافی عمیق میان خود و حامیان سنتیاش در جنبش «ماگا» ایجاد کرده است. مردم آمریکا بیش از آنکه به تئوریهای توطئه او علیه زلنسکی توجه کنند، با واقعیت ملموس تورم و بحران انرژی دستبهگریباناند؛ واقعیتی که سرنخهایش نه در کییف، بلکه در شکستهای زنجیرهای واشنگتن در برابر مقاومت ایران نهفته است.
در نهایت، ترامپ در باتلاقی که با دستان خود برای خاورمیانه و جهان ساخته، بیش از پیش در حال غرق شدن است. مرگ سیاسی زلنسکی شاید به زودی رقم بخورد، اما آنچه قطعی است، این است که ترامپ در مسیر این فرافکنیها، به استقبال نوعی «مرگ سیاسی تدریجی» رفته است؛ چرا که حقیقت، برخلاف روایتهای ساختگی کاخ سفید، هیچگاه در پشت سد اتهامات بیپایه پنهان نمیماند. ترامپ، اسیر زندانی شده است که دیوارهایش را خودش با آجرهای دروغ بنا کرده است.
انتهای پیام/
برچسب ها :بحران انرژی ، ترامپ ، دیپلماسی ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰